bunglingly

[ایالات متحده]/[ˈbʌŋ.ɡlɪŋ.li]/
[بریتانیا]/[ˈbʌŋ.ɡlɪŋ.li]/

ترجمه

adv. به صورت بی‌صبرانه یا ناتوانانه؛ با ایجاد اشتباهات متعدد.؛ به گونه‌ای که ناتوانی یا غلطی را نشان می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

bunglingly attempted

به طور نامناسب سعی کرد

bunglingly performed

به طور نامناسب انجام داد

bunglingly handled

به طور نامناسب مدیریت کرد

bunglingly explained

به طور نامناسب توضیح داد

bunglingly delivered

به طور نامناسب تحویل داد

bunglingly speaking

به طور نامناسب صحبت کرد

bunglingly done

به طور نامناسب انجام شد

bunglingly acted

به طور نامناسب عمل کرد

bunglingly writing

به طور نامناسب نوشت

bunglingly fumbled

به طور نامناسب گمراه شد

جملات نمونه

he attempted to parallel park, but did so bunglingly, hitting the curb.

او سعی کرد به صورت موازی پارک کند، اما با خطا کرد و چراغ را زد.

the magician performed the card trick bunglingly, revealing the secret.

جادوگر به طور خطا فریب دادن کارت را انجام داد و راز را آشکار کرد.

she tried to explain the complex theory, but bunglingly lost her train of thought.

او سعی کرد نظریه پیچیده را توضیح دهد، اما با خطا کرد و از فکر خود گم شد.

he bunglingly introduced the speaker, forgetting their name entirely.

او با خطا کرد سخنران را معرفی کرد و اسمش را کاملا فراموش کرد.

the chef bunglingly prepared the sauce, adding far too much salt.

شکارچی با خطا کرد سس را آماده کرد و بسیار زیاد نمک اضافه کرد.

he bunglingly tried to fix the computer, making the problem worse.

او با خطا کرد سعی کرد کامپیوتر را تعمیر کند و مشکل را بدتر کرد.

she bunglingly navigated the website, clicking on the wrong links repeatedly.

او با خطا کرد در وب سایت حرکت کرد و به طور مکرر روی لینک های اشتباه کلیک کرد.

the politician bunglingly answered the question, causing further confusion.

سیاستمدار با خطا کرد به سوال پاسخ داد و ابهام بیشتری ایجاد کرد.

he bunglingly attempted to climb the ladder, nearly falling off.

او با خطا کرد سعی کرد روی پله بالا بروید و تقریباً از روی آن افتاد.

she bunglingly delivered the presentation, stumbling over her words.

او با خطا کرد ارائه را انجام داد و در کلماتش گیج شد.

the student bunglingly answered the exam question, showing a lack of understanding.

دانشجو با خطا کرد به سوال امتحان پاسخ داد و نشان داد که درکی ندارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید