| جمع | caricatures |
| قسمت سوم فعل | caricatured |
| شکل سوم شخص مفرد | caricatures |
| زمان گذشته | caricatured |
| صفت یا فعل حال استمراری | caricaturing |
The trial was a caricature of justice.
محاکمه یک تقلید مسخره از عدالت بود.
a travesty of justice.See Synonyms at caricature
یک تحریف عدالت. برای یافتن مترادفها به تقلید مسخره مراجعه کنید.
there are elements of caricature in the portrayal of the hero.
در تصویرسازی قهرمان، عناصری از تقلید مسخره وجود دارد.
a caricature of Sherlock Holmes
یک تقلید مسخره از شرلوک هولمز
She drew a wickedly funny caricature of the teacher.
او یک تقلید مسخره خندهدار و شیطنتآمیز از معلم کشید.
The film gives a crude caricature of African history.
فیلم یک تقلید مسخره و غیرحرفهای از تاریخ آفریقا ارائه میدهد.
he looked a caricature of his normal self.
او شبیه یک تقلید مسخره از خودِ معمولیاش به نظر میرسید.
he was famous enough to be caricatured by Punch.
او به اندازهای مشهور بود که توسط نشریه Punch تقلید مسخره شود.
Magazines often contain caricatures of well-known film stars.
روزنامهها اغلب شامل تقلید مسخره از ستارههای فیلم معروف هستند.
a movie with only cardboard caricatures of its historical subjects.
یک فیلم با فقط کاریکاتورهای مقوایی از موضوعات تاریخیاش.
She caricatured political leaders of his time.
او از رهبران سیاسی دوران او تقلید مسخره کرد.
The royal family is now being caricatured as savagely as it has ever been.
اکنون خانواده سلطنتی به همان اندازه که تا به حال بوده، به شدت تقلید مسخره میشود.
The trial was a caricature of justice.
محاکمه یک تقلید مسخره از عدالت بود.
a travesty of justice.See Synonyms at caricature
یک تحریف عدالت. برای یافتن مترادفها به تقلید مسخره مراجعه کنید.
there are elements of caricature in the portrayal of the hero.
در تصویرسازی قهرمان، عناصری از تقلید مسخره وجود دارد.
a caricature of Sherlock Holmes
یک تقلید مسخره از شرلوک هولمز
She drew a wickedly funny caricature of the teacher.
او یک تقلید مسخره خندهدار و شیطنتآمیز از معلم کشید.
The film gives a crude caricature of African history.
فیلم یک تقلید مسخره و غیرحرفهای از تاریخ آفریقا ارائه میدهد.
he looked a caricature of his normal self.
او شبیه یک تقلید مسخره از خودِ معمولیاش به نظر میرسید.
he was famous enough to be caricatured by Punch.
او به اندازهای مشهور بود که توسط نشریه Punch تقلید مسخره شود.
Magazines often contain caricatures of well-known film stars.
روزنامهها اغلب شامل تقلید مسخره از ستارههای فیلم معروف هستند.
a movie with only cardboard caricatures of its historical subjects.
یک فیلم با فقط کاریکاتورهای مقوایی از موضوعات تاریخیاش.
She caricatured political leaders of his time.
او از رهبران سیاسی دوران او تقلید مسخره کرد.
The royal family is now being caricatured as savagely as it has ever been.
اکنون خانواده سلطنتی به همان اندازه که تا به حال بوده، به شدت تقلید مسخره میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید