caviller

[ایالات متحده]/ˈkævɪlər/
[بریتانیا]/ˈkævɪlər/

ترجمه

n. شخصی که اعتراضات یا انتقادات جزئی را مطرح می‌کند.
Word Forms
جمعcavillers

عبارات و ترکیب‌ها

caviller at large

انتقاد کننده بزرگ

caviller in chief

انتقاد کننده ارشد

caviller by nature

انتقاد کننده بالفطره

caviller with intent

انتقاد کننده با قصد

caviller of ideas

انتقاد کننده ایده ها

caviller in conversation

انتقاد کننده در گفتگو

caviller on details

انتقاد کننده در مورد جزئیات

caviller about rules

انتقاد کننده در مورد قوانین

caviller of facts

انتقاد کننده حقایق

caviller in writing

انتقاد کننده در نوشتن

جملات نمونه

don't be a caviller when discussing ideas.

هنگام بحث در مورد ایده ها، فردی نکته سنج نباشید.

she tends to be a caviller about minor details.

او معمولاً در مورد جزئیات کوچک، فردی نکته سنج است.

a caviller can disrupt a productive meeting.

یک نکته سنج می تواند یک جلسه مفید را مختل کند.

it's frustrating to deal with a caviller in a group project.

همکاری با یک نکته سنج در یک پروژه گروهی خسته کننده است.

he is known as a caviller among his peers.

او در بین همسالانش به عنوان یک نکته سنج شناخته می شود.

being a caviller can hinder collaboration.

نکته سنج بودن می تواند همکاری را مختل کند.

she often plays the role of a caviller during debates.

او اغلب در طول بحث ها نقش یک نکته سنج را ایفا می کند.

don't let a caviller ruin your enthusiasm.

اجازه ندهید یک نکته سنج شور و اشتیاق شما را از بین ببرد.

his reputation as a caviller makes people hesitant to share ideas.

شهرت او به عنوان یک نکته سنج باعث می شود مردم در به اشتراک گذاشتن ایده ها مردد شوند.

a caviller's comments can sometimes be constructive.

گاهی اوقات نظرات یک نکته سنج می تواند سازنده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید