| جمع | cavillers |
caviller at large
انتقاد کننده بزرگ
caviller in chief
انتقاد کننده ارشد
caviller by nature
انتقاد کننده بالفطره
caviller with intent
انتقاد کننده با قصد
caviller of ideas
انتقاد کننده ایده ها
caviller in conversation
انتقاد کننده در گفتگو
caviller on details
انتقاد کننده در مورد جزئیات
caviller about rules
انتقاد کننده در مورد قوانین
caviller of facts
انتقاد کننده حقایق
caviller in writing
انتقاد کننده در نوشتن
don't be a caviller when discussing ideas.
هنگام بحث در مورد ایده ها، فردی نکته سنج نباشید.
she tends to be a caviller about minor details.
او معمولاً در مورد جزئیات کوچک، فردی نکته سنج است.
a caviller can disrupt a productive meeting.
یک نکته سنج می تواند یک جلسه مفید را مختل کند.
it's frustrating to deal with a caviller in a group project.
همکاری با یک نکته سنج در یک پروژه گروهی خسته کننده است.
he is known as a caviller among his peers.
او در بین همسالانش به عنوان یک نکته سنج شناخته می شود.
being a caviller can hinder collaboration.
نکته سنج بودن می تواند همکاری را مختل کند.
she often plays the role of a caviller during debates.
او اغلب در طول بحث ها نقش یک نکته سنج را ایفا می کند.
don't let a caviller ruin your enthusiasm.
اجازه ندهید یک نکته سنج شور و اشتیاق شما را از بین ببرد.
his reputation as a caviller makes people hesitant to share ideas.
شهرت او به عنوان یک نکته سنج باعث می شود مردم در به اشتراک گذاشتن ایده ها مردد شوند.
a caviller's comments can sometimes be constructive.
گاهی اوقات نظرات یک نکته سنج می تواند سازنده باشد.
caviller at large
انتقاد کننده بزرگ
caviller in chief
انتقاد کننده ارشد
caviller by nature
انتقاد کننده بالفطره
caviller with intent
انتقاد کننده با قصد
caviller of ideas
انتقاد کننده ایده ها
caviller in conversation
انتقاد کننده در گفتگو
caviller on details
انتقاد کننده در مورد جزئیات
caviller about rules
انتقاد کننده در مورد قوانین
caviller of facts
انتقاد کننده حقایق
caviller in writing
انتقاد کننده در نوشتن
don't be a caviller when discussing ideas.
هنگام بحث در مورد ایده ها، فردی نکته سنج نباشید.
she tends to be a caviller about minor details.
او معمولاً در مورد جزئیات کوچک، فردی نکته سنج است.
a caviller can disrupt a productive meeting.
یک نکته سنج می تواند یک جلسه مفید را مختل کند.
it's frustrating to deal with a caviller in a group project.
همکاری با یک نکته سنج در یک پروژه گروهی خسته کننده است.
he is known as a caviller among his peers.
او در بین همسالانش به عنوان یک نکته سنج شناخته می شود.
being a caviller can hinder collaboration.
نکته سنج بودن می تواند همکاری را مختل کند.
she often plays the role of a caviller during debates.
او اغلب در طول بحث ها نقش یک نکته سنج را ایفا می کند.
don't let a caviller ruin your enthusiasm.
اجازه ندهید یک نکته سنج شور و اشتیاق شما را از بین ببرد.
his reputation as a caviller makes people hesitant to share ideas.
شهرت او به عنوان یک نکته سنج باعث می شود مردم در به اشتراک گذاشتن ایده ها مردد شوند.
a caviller's comments can sometimes be constructive.
گاهی اوقات نظرات یک نکته سنج می تواند سازنده باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید