celebratorily

[ایالات متحده]/[ˌsɪˈlebrətrɪli]/
[بریتانیا]/[ˌsɪˈlebrətrɪli]/

ترجمه

adv. به شکل جشن گرفتن؛ با شور و شعف زیاد و خوشحالی؛ به گونه‌ای که جشن گرفتن را نشان می‌دهد یا بیان می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

celebratorily dressed

پوشاک جشن

celebratorily announced

به‌طور جشنی اعلام شد

celebratorily cheered

به‌طور جشنی تشویق شد

celebratorily waving

به‌طور جشنی می‌راند

celebratorily singing

به‌طور جشنی می‌خواند

celebratorily laughing

به‌طور جشنی می‌خندد

celebratorily dancing

به‌طور جشنی می‌رقصد

celebratorily embracing

به‌طور جشنی آغوش می‌زند

celebratorily shouting

به‌طور جشنی سر می‌زند

celebratorily applauding

به‌طور جشنی تشویق می‌کند

جملات نمونه

the team celebrated victoriously, speaking celebratorily about their future prospects.

تیم به‌طور پیروزمندانه جشن گرفت و درباره آینده‌ای موفق به‌طور جشن‌گر گفت‌وگو کرد.

she responded celebratorily to the good news, jumping up and down with joy.

او به‌طور جشن‌گر به خبر خوب پاسخ داد و با خوشحالی بالا و پایین رفت.

the city buzzed with a celebratorily atmosphere after the championship win.

پس از پیروزی در جام، شهر با جوی جشن‌گر پر شد.

he accepted the award celebratorily, thanking everyone involved in the project.

او به‌طور جشن‌گر جایزه را پذیرفته و همه‌ی کسانی که در پروژه شرکت کردند را متشکر کرد.

the children reacted celebratorily to the news of a surprise party.

کودکان به‌طور جشن‌گر به خبر جشن مفاجات پاسخ دادند.

the crowd roared celebratorily as the fireworks began to light up the sky.

وقتی فیروفری‌ها شروع به روشن کردن آسمان کردند، جمع زیادی به‌طور جشن‌گر سر گرم کرد.

they danced celebratorily around the bonfire, singing and laughing.

آن‌ها به‌طور جشن‌گر در اطراف آتش گرم رقصیدند و خواندند و خنده‌اند.

the graduates posed celebratorily for photos, eager to start their careers.

فارغ‌التحصیلان به‌طور جشن‌گر برای عکس‌ها پوز دادند و خوشحال از اینکه کار خود را شروع کنند.

the couple celebrated their anniversary celebratorily, renewing their vows.

این زوج به‌طور جشن‌گر سالگرد خود را جشن گرفتند و پیمان خود را تجدید کردند.

the staff raised a glass celebratorily to the company's success.

کارکنان با جشن‌گر یک لیوان را برای موفقیت شرکت بلند کردند.

the fans cheered celebratorily, throwing confetti into the air.

معشوقان به‌طور جشن‌گر تشویق کردند و میوه‌های جشن را در هوا پرتاب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید