cherishment

[ایالات متحده]/ˈtʃerɪʃmənt/
[بریتانیا]/ˈtʃerɪʃmənt/

ترجمه

n. عمل دوست داشتن؛ عشق گرم؛ عشق گرامی

جملات نمونه

the cherishment of family traditions brings us closer together.

محبت و حفظ سنت‌های خانوادگی ما را به هم نزدیک‌تر می‌کند.

her cherishment of old photographs preserves our family history.

محبت او نسبت به عکس‌های قدیمی، تاریخ خانواده‌مان را حفظ می‌کند.

the cherishment of nature's beauty inspires countless artists.

محبت نسبت به زیبایی طبیعت، هزاران هنرمند را الهام می‌بخشد.

we show cherishment for our cultural heritage through festivals.

ما از طریق جشن‌ها، محبت نسبت به میراث فرهنگی‌مان را نشان می‌دهیم.

the cherishment of peaceful moments becomes more important with age.

محبت نسبت به لحظات آرامش با گذشت زمان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

his cherishment of classic literature is evident in his extensive collection.

محبت او نسبت به ادبیات کلاسیک در مجموعه‌ی گسترده‌اش آشکار است.

the cherishment of this ancient artifact requires careful preservation.

محبت نسبت به این میراث باستانی نیازمند حفظ دقیق است.

our cherishment of freedom drives positive social change.

محبت ما نسبت به آزادی تغییر اجتماعی مثبتی را به همراه می‌آورد.

she expresses deep cherishment for her mentor's guidance.

او از راهنمایی مربی‌اش محبت عمیقی نشان می‌دهد.

the cherishment of childhood memories warms our hearts.

محبت نسبت به خاطرات کودکی قلب‌های ما را گرم می‌کند.

we demonstrate cherishment for our planet through sustainable practices.

ما از طریق روش‌های پایدار، محبت نسبت به کره‌ی زمین را نشان می‌دهیم.

the cherishment of silence in meditation offers inner peace.

محبت نسبت به سکوت در مدیتیشن، آرامش داخلی را به همراه می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید