clamorously loud
بلند و پر سر و صدا
clamorously demanding
مطالبهگرانه و پر سر و صدا
clamorously expressed
بیان شده با صدای بلند
clamorously present
به شدت حاضر
clamorously active
فعال و پر سر و صدا
clamorously cheerful
شاد و پر سر و صدا
clamorously vocal
پر صدا و سخنگو
clamorously busy
بسیار شلوغ و پر سر و صدا
clamorously festive
جشنانه و پر سر و صدا
clamorously joyful
شاد و پر سر و صدا
the children clamorously demanded ice cream on a hot day.
کودکان با صدای بلند و با شور و شوق خواستند بستنی در یک روز گرم بخورند.
during the debate, the audience clamorously expressed their opinions.
در طول بحث، مخاطبان با صدای بلند و با شور و شوق نظرات خود را بیان کردند.
the protesters clamorously called for change in the government.
تظاهرکنندگان با صدای بلند و با شور و شوق خواستار تغییر در دولت شدند.
the dogs clamorously barked at the passing cars.
سگها با صدای بلند و با شور و شوق به ماشینهای عبوری پارس کردند.
the fans clamorously urged the team to win the championship.
هواداران با صدای بلند و با شور و شوق از تیم خواستند تا قهرمانی را بدست آورد.
at the festival, children clamorously played games and laughed.
در جشنواره، کودکان با صدای بلند و با شور و شوق بازی کردند و خندیدند.
the audience clamorously demanded an encore after the concert.
تماشاگران با شور و هیجان از اجرای دوباره پس از کنسرت خواستند.
the market was clamorously filled with vendors shouting their prices.
بازار مملو از فروشندگانی بود که با صدای بلند قیمتهای خود را فریاد میزدند.
she clamorously argued her point during the discussion.
او با صدای بلند و با شور و شوق در طول بحث، نظر خود را مطرح کرد.
clamorously loud
بلند و پر سر و صدا
clamorously demanding
مطالبهگرانه و پر سر و صدا
clamorously expressed
بیان شده با صدای بلند
clamorously present
به شدت حاضر
clamorously active
فعال و پر سر و صدا
clamorously cheerful
شاد و پر سر و صدا
clamorously vocal
پر صدا و سخنگو
clamorously busy
بسیار شلوغ و پر سر و صدا
clamorously festive
جشنانه و پر سر و صدا
clamorously joyful
شاد و پر سر و صدا
the children clamorously demanded ice cream on a hot day.
کودکان با صدای بلند و با شور و شوق خواستند بستنی در یک روز گرم بخورند.
during the debate, the audience clamorously expressed their opinions.
در طول بحث، مخاطبان با صدای بلند و با شور و شوق نظرات خود را بیان کردند.
the protesters clamorously called for change in the government.
تظاهرکنندگان با صدای بلند و با شور و شوق خواستار تغییر در دولت شدند.
the dogs clamorously barked at the passing cars.
سگها با صدای بلند و با شور و شوق به ماشینهای عبوری پارس کردند.
the fans clamorously urged the team to win the championship.
هواداران با صدای بلند و با شور و شوق از تیم خواستند تا قهرمانی را بدست آورد.
at the festival, children clamorously played games and laughed.
در جشنواره، کودکان با صدای بلند و با شور و شوق بازی کردند و خندیدند.
the audience clamorously demanded an encore after the concert.
تماشاگران با شور و هیجان از اجرای دوباره پس از کنسرت خواستند.
the market was clamorously filled with vendors shouting their prices.
بازار مملو از فروشندگانی بود که با صدای بلند قیمتهای خود را فریاد میزدند.
she clamorously argued her point during the discussion.
او با صدای بلند و با شور و شوق در طول بحث، نظر خود را مطرح کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید