coagulates

[ایالات متحده]/kəʊˈæɡ.jʊ.leɪts/
[بریتانیا]/koʊˈæɡ.jə.leɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل لخته شدن؛ فرآیند غلیظ یا جامد شدن
v. تغییر از حالت مایع به حالت غلیظ یا جامد

عبارات و ترکیب‌ها

blood coagulates

خون منعقد می‌شود

milk coagulates

شیر منعقد می‌شود

protein coagulates

پروتئین منعقد می‌شود

quickly coagulates

به سرعت منعقد می‌شود

coagulates into clots

به صورت لخته منعقد می‌شود

coagulates rapidly

به سرعت و به طور چشمگیری منعقد می‌شود

coagulates under heat

تحت حرارت منعقد می‌شود

coagulates in solution

در محلول منعقد می‌شود

coagulates with acid

با اسید منعقد می‌شود

جملات نمونه

when the milk coagulates, it forms curds.

وقتی شیر منعقد می‌شود، بسته‌ها را تشکیل می‌دهد.

the blood quickly coagulates to stop the bleeding.

خون به سرعت منعقد می‌شود تا از خونریزی جلوگیری شود.

as the temperature drops, the fat in the soup coagulates.

با کاهش دما، چربی موجود در سوپ منعقد می‌شود.

in the presence of acid, the protein coagulates.

در حضور اسید، پروتئین منعقد می‌شود.

the jelly coagulates as it cools down.

ژله با سرد شدن منعقد می‌شود.

the mixture coagulates after being heated.

مخلوط پس از گرم شدن منعقد می‌شود.

coagulates of oil can create a thick layer on the surface.

بسته‌های روغن می‌توانند یک لایه ضخیم روی سطح ایجاد کنند.

when the egg whites are whipped, they coagulate into a foam.

وقتی سفیده تخم مرغ زده می‌شود، به کف تبدیل می‌شود.

the cheese coagulates after the rennet is added.

پنیر پس از اضافه کردن آنزیم منعقد می‌شود.

during cooking, the starch in the sauce coagulates.

در حین پخت، نشاسته موجود در سس منعقد می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید