colorlessly

[ایالات متحده]/ˈkʌlələsli/
[بریتانیا]/ˈkʌlɚləsli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای بی‌رنگ؛ بدون رنگ یا زیبایی

عبارات و ترکیب‌ها

colorlessly dressed

به رنگ‌های خنک پوشیده شده

colorlessly speaking

به رنگ‌های خنک صحبت کردن

colorlessly described

به رنگ‌های خنک توصیف شده

colorlessly drawn

به رنگ‌های خنک کشیده شده

colorlessly painted

به رنگ‌های خنک نقاشی شده

colorlessly lit

به رنگ‌های خنک روشن شده

colorlessly quiet

به رنگ‌های خنک آرام

colorlessly written

به رنگ‌های خنک نوشته شده

colorlessly presented

به رنگ‌های خنک ارائه شده

colorlessly portrayed

به رنگ‌های خنک تصویر شده

جملات نمونه

she spoke colorlessly about her promotion, as if it meant nothing.

او به طور بی‌رنگ درباره ارتقاء خود صحبت کرد، به نظر می‌رسد اهمیتی نداشته باشد.

the announcer read the results colorlessly, avoiding any hint of excitement.

گوینده نتایج را به طور بی‌رنگ اعلام کرد و هرگونه نشانه از شوقی را اجتناب کرد.

he replied colorlessly to my question and changed the subject.

او به سوال من به طور بی‌رنگ پاسخ داد و موضوع را تغییر داد.

the witness described the event colorlessly, sticking to the bare facts.

گواه رویداد را به طور بی‌رنگ توصیف کرد و فقط به واقعیت‌های اصلی پایبند بود.

she smiled, then laughed colorlessly, trying to appear polite.

او لبخند زد، سپس به طور بی‌رنگ خنده‌ای داد و سعی کرد که محترمانه به نظر برسد.

the manager delivered the bad news colorlessly and ended the meeting.

مدیر خبر بد را به طور بی‌رنگ اعلام کرد و جلسه را پایان داد.

he listened in silence and nodded colorlessly at every point.

او به سکوت گوش داد و در هر نقطه به طور بی‌رنگ نگاه کرد.

the actor recited the lines colorlessly, draining the scene of tension.

بازیگر خطوط را به طور بی‌رنگ خواند و صحنه را از تنش خالی کرد.

she glanced at the photo and set it down colorlessly.

او به عکس نظری انداخت و آن را به طور بی‌رنگ کنار گذاشت.

he accepted the apology colorlessly, without warmth or anger.

او عذرخواهی را به طور بی‌رنگ پذیرفت، بدون گرمی یا غضب.

the report summarized the tragedy colorlessly, in clipped corporate language.

گزارش درباره فاجعه به طور بی‌رنگ خلاصه شد، با زبان کارآفرینی کوتاه.

she thanked them colorlessly for their support and walked away.

او به طور بی‌رنگ از حمایت آن‌ها قدردانی کرد و رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید