confliction

[ایالات متحده]/[ˈkɒnflɪkʃən]/
[بریتانیا]/[ˈkɑːnflɪktʃən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالتی از مخالفت یا اختلاف نظر؛ برخورد؛ کشمکش بین نیروها یا منافع متضاد؛ وضعیتی که اعمال یا وقایع ناسازگار رخ می‌دهند.
v. در مخالفت یا اختلاف نظر بودن؛ برخورد کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

avoid confliction

اجتناب از درگیری

resolving confliction

حل و فصل درگیری

potential confliction

درگیری بالقوه

past confliction

درگیری های گذشته

confliction arises

درگیری ایجاد می شود

end confliction

پایان دادن به درگیری

serious confliction

درگیری جدی

ongoing confliction

درگیری مداوم

prevent confliction

جلوگیری از درگیری

root confliction

ریشه درگیری

جملات نمونه

the team experienced a serious confliction of interests during the negotiations.

تیم در طول مذاکرات با یک تضاد جدی منافع مواجه شد.

there was a sharp confliction between the two departments regarding the budget allocation.

بین دو بخش در مورد تخصیص بودجه یک تضاد شدید وجود داشت.

the novel explores the internal confliction of the protagonist as he faces moral dilemmas.

این رمان به بررسی تضاد درونی شخصیت اصلی می‌پردازد، زیرا او با معضلات اخلاقی روبرو است.

the project suffered from a confliction of goals among the various stakeholders.

این پروژه با تضاد اهداف بین ذینفعان مختلف مواجه بود.

the politician attempted to resolve the confliction between the factions within the party.

سیاستمدار سعی کرد تضاد بین جناح‌ها در داخل حزب را حل کند.

the study highlighted a confliction in data that required further investigation.

این مطالعه یک تضاد در داده‌ها را برجسته کرد که نیاز به بررسی بیشتر داشت.

the legal team argued that there was a confliction of evidence in the defendant's case.

تیم حقوقی استدلال کرد که در پرونده متهم یک تضاد در شواهد وجود دارد.

the company faced a confliction of values between profit and environmental responsibility.

شرکت با تضاد ارزش‌ها بین سود و مسئولیت زیست محیطی روبرو شد.

the software update revealed a confliction with existing system files.

به‌روزرسانی نرم‌افزار یک تضاد با فایل‌های سیستم موجود نشان داد.

the manager sought to mediate the confliction between the two employees.

مدیر به دنبال میانجیگری بین دو کارمند بود.

the research paper identified a confliction in the theoretical framework.

مقاله تحقیقاتی یک تضاد در چارچوب نظری شناسایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید