conflit

[ایالات متحده]/ˈkɒnflɪkt/
[بریتانیا]/ˈkɑːnflɪkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک درگیری روانی که از درخواست‌های مخالف، ناخواسته‌ها یا افکار داخل خود پدید می‌آید؛ تنش روانی.
v. در مخالفت یا ناهمخوانی باشد؛ با کسی یا چیزی درگیر شود.

جملات نمونه

the politician was accused of having a conflict of interest in the business deal.

سیاستمدار به دلیل وجود تعارض مصالح در معامله تجاری متهم شد.

they are currently working on conflict resolution strategies for the dispute.

آنها در حال کار بر روی استراتژی‌های حل تعارض برای این اختلاف هستند.

the armed conflict in the region has lasted for over a decade.

نبرد نظامی در منطقه از بیش از ده سال پیش ادامه دارد.

journalists are often in danger when working in a conflict zone.

گزارش‌گزاران زمانی که در منطقه تعارض کار می‌کنند، معمولاً در خطر هستند.

there is a cultural conflict between the two communities due to different traditions.

بین دو جامعه به دلیل تفاوت‌های سنتی، تعارض فرهنگی وجود دارد.

the personal conflict between the colleagues affected team productivity.

تضارع شخصی بین همکاران به بهره‌وری تیم آسیب رساند.

effective conflict management requires excellent communication skills.

مدیریت موثر تعارض نیاز به مهارت‌های ارتباطی بسیار خوبی دارد.

both parties agreed to try to resolve the conflict peacefully.

هر دو طرف موافقت کردند تا سعی کنند تعارض را به صورت صلح‌طلبانه حل کنند.

the ongoing conflict has displaced thousands of families from their homes.

این تعارض ادامه‌دار باعث از دست رفتن هزاران خانواده از خانه‌هایشان شده است.

the international community is trying to mediate the conflict.

جامعه بین‌الملل در حال تلاش برای میانجی‌گری در این تعارض است.

she tried to avoid conflict by staying silent during the argument.

او سعی کرد با ماندن خاموش در حین اختلاف، از تعارض جلوگیری کند.

religious conflicts have been a source of tension in the area for centuries.

برای قرن‌ها، تعارضات دینی منبع تنش در این منطقه بوده‌اند.

the conflict between management and workers led to a strike.

تضارع بین مدیریت و کارکنان منجر به اعتصاب شد.

the siblings often have conflicts over inherited property and family matters.

برادر و خواهر اغلب در مورد اموال وارثی و امور خانوادگی اختلاف دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید