damn

[ایالات متحده]/dæm/
[بریتانیا]/dæm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. محکوم کردن; (کسی را) به جهنم فرستادن
vi. محکوم کردن
n. نفرین; مقدار کمی
adj. نفرت‌انگیز
adv. بسیار
int. برای ابراز نارضایتی استفاده می‌شود
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdamning
شکل سوم شخص مفردdamns
قسمت سوم فعلdamned
زمان گذشتهdamned
جمعdamns

عبارات و ترکیب‌ها

damn it

خدای واحفظ

damn well

به شدت

god damn

خدای من

damn and blast

لعنتی و نفرین شده

damn all

همه لعنت شده اند

جملات نمونه

damn it to hell.

به جهنم!

that damn fool waiter.

آن احمق خادم!

'Damn' is an expletive.

'دَم' یک کلمه ناسزا است.

just gimme the damn thing.

فقط اون چیز لعنتی رو بده به من.

Where's the damn Medevac?

اون آمبولانس لعنتی کجاست؟

Where's that damn book?

اون کتاب لعنتی کجاست؟

The painting was damned by the reviewers.

نقاشی توسط منتقدان محکوم شد.

damn and blast this awful place!.

لعنتی و نفرین کن این مکان وحشتناک را!.

the book damns her husband.

کتاب شوهرش را محکوم می‌کند.

Damn! I completely forgot!.

لعنتی! من کاملاً فراموش کردم!.

turn that damn thing off!.

اون چیز لعنتی رو خاموش کن!.

I'm damned if I know.

اگر می‌دانستم، لعنتی نبودم.

it's none of your damned business.

به شما ربطی ندارد.

a damning indictment of the government's record.

یک محکومیت قوی از سابقه دولت.

they don't give a damn about the welfare of their families.

آنها به حال خانواده‌هایشان اهمیت نمی‌دهند.

I'll be damned if I'll go.

اگر بروم، لعنتی خواهم بود.

The book was damned by the critics.

کتاب توسط منتقدان محکوم شد.

He damned right and left.

او درست و چپ را محکوم کرد.

نمونه‌های واقعی

Well, you were pretty damn any good.

خب، شما واقعاً خیلی خوب بودید.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

I actually thought you gave a damn about me.

من واقعاً فکر می‌کردم شما به من اهمیت می‌دهید.

منبع: Desperate Housewives Season 7

She didn't give a damn about anything.

او به هیچ چیز اهمیتی نمی‌داد.

منبع: Flowers for Algernon

Ove couldn't give a damn about people jogging.

اووه به دویدن مردم اهمیتی نمی‌داد.

منبع: A man named Ove decides to die.

Totally unreliable and he doesn't give a damn.

کاملاً غیرقابل اعتماد و اصلاً بهش اهمیت نمی‌دهد.

منبع: Lost Girl Season 2

Me, I could give a damn, with or without humans.

من می‌توانم اهمیت دهم، با یا بدون انسان‌ها.

منبع: Nature is speaking.

And I'm the only one who gives a damn.

و من تنها کسی هستم که اهمیت می‌دهد.

منبع: American Horror Story: Season 2

I don't give a damn what else happens out there.

من به اینکه چه اتفاق دیگری بیرون می‌افتد اصلاً اهمیت نمی‌دهم.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

Ever… - I love the way you don't give a damn.

تا حالا... - من شیوه ای که شما بهش اهمیت نمی‌دهید را دوست دارم.

منبع: Modern Family - Season 10

Too many who show up for the ribbon cutting without building anything worth a damn.

خیلی زیاد کسانی هستند که برای بریدن روبان می‌آیند بدون اینکه چیزی بسازند که ارزشش را داشته باشد.

منبع: 2019 Celebrity High School Graduation Speech

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید