defier

[ایالات متحده]/dɪˈfaɪə/
[بریتانیا]/dɪˈfaɪɚ/

ترجمه

n. کسی که به چالش می‌کشد یا مخالف است؛ کسی که به اقتدار یا هنجارها بی‌اعتنایی می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

rule defier

به چالش کشنده قوانین

defier of norms

به چالش کشنده هنجارها

defier of limits

به چالش کشنده محدودیت‌ها

defier of authority

به چالش کشنده اقتدار

social defier

به چالش کشنده اجتماعی

defier of expectations

به چالش کشنده انتظارات

defier of tradition

به چالش کشنده سنت

defier of conventions

به چالش کشنده قراردادها

defier of rules

به چالش کشنده قوانین

defier of change

به چالش کشنده تغییر

جملات نمونه

the defier of rules often faces consequences.

افرینش‌کننده قوانین اغلب با عواقب روبرو می‌شود.

as a defier of expectations, she surprised everyone.

به عنوان کسی که خلاف انتظارات عمل می‌کرد، او همه را شگفت‌زده کرد.

he was known as a defier of authority in his school.

او به عنوان کسی که خلاف دستورالعمل‌ها عمل می‌کرد در مدرسه شناخته می‌شد.

the defier took a stand against injustice.

افرینش‌کننده در برابر بی‌عدالتی ایستاد.

being a defier can lead to great changes.

افرینش‌کننده بودن می‌تواند منجر به تغییرات بزرگ شود.

the defier inspired others to challenge the norm.

افرینش‌کننده دیگران را به به چالش کشیدن هنجارها تشویق کرد.

she is a defier, always pushing boundaries.

او یک افرینش‌کننده است، همیشه مرزها را گسترش می‌دهد.

defiers of tradition often create new paths.

افرینش‌کنندگان سنت اغلب مسیرهای جدیدی ایجاد می‌کنند.

the defier's actions sparked a movement.

اقدامات افرینش‌کننده باعث ایجاد یک جنبش شد.

in literature, the defier is a common archetype.

در ادبیات، افرینش‌کننده یک طرح کلی رایج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید