rule defier
به چالش کشنده قوانین
defier of norms
به چالش کشنده هنجارها
defier of limits
به چالش کشنده محدودیتها
defier of authority
به چالش کشنده اقتدار
social defier
به چالش کشنده اجتماعی
defier of expectations
به چالش کشنده انتظارات
defier of tradition
به چالش کشنده سنت
defier of conventions
به چالش کشنده قراردادها
defier of rules
به چالش کشنده قوانین
defier of change
به چالش کشنده تغییر
the defier of rules often faces consequences.
افرینشکننده قوانین اغلب با عواقب روبرو میشود.
as a defier of expectations, she surprised everyone.
به عنوان کسی که خلاف انتظارات عمل میکرد، او همه را شگفتزده کرد.
he was known as a defier of authority in his school.
او به عنوان کسی که خلاف دستورالعملها عمل میکرد در مدرسه شناخته میشد.
the defier took a stand against injustice.
افرینشکننده در برابر بیعدالتی ایستاد.
being a defier can lead to great changes.
افرینشکننده بودن میتواند منجر به تغییرات بزرگ شود.
the defier inspired others to challenge the norm.
افرینشکننده دیگران را به به چالش کشیدن هنجارها تشویق کرد.
she is a defier, always pushing boundaries.
او یک افرینشکننده است، همیشه مرزها را گسترش میدهد.
defiers of tradition often create new paths.
افرینشکنندگان سنت اغلب مسیرهای جدیدی ایجاد میکنند.
the defier's actions sparked a movement.
اقدامات افرینشکننده باعث ایجاد یک جنبش شد.
in literature, the defier is a common archetype.
در ادبیات، افرینشکننده یک طرح کلی رایج است.
rule defier
به چالش کشنده قوانین
defier of norms
به چالش کشنده هنجارها
defier of limits
به چالش کشنده محدودیتها
defier of authority
به چالش کشنده اقتدار
social defier
به چالش کشنده اجتماعی
defier of expectations
به چالش کشنده انتظارات
defier of tradition
به چالش کشنده سنت
defier of conventions
به چالش کشنده قراردادها
defier of rules
به چالش کشنده قوانین
defier of change
به چالش کشنده تغییر
the defier of rules often faces consequences.
افرینشکننده قوانین اغلب با عواقب روبرو میشود.
as a defier of expectations, she surprised everyone.
به عنوان کسی که خلاف انتظارات عمل میکرد، او همه را شگفتزده کرد.
he was known as a defier of authority in his school.
او به عنوان کسی که خلاف دستورالعملها عمل میکرد در مدرسه شناخته میشد.
the defier took a stand against injustice.
افرینشکننده در برابر بیعدالتی ایستاد.
being a defier can lead to great changes.
افرینشکننده بودن میتواند منجر به تغییرات بزرگ شود.
the defier inspired others to challenge the norm.
افرینشکننده دیگران را به به چالش کشیدن هنجارها تشویق کرد.
she is a defier, always pushing boundaries.
او یک افرینشکننده است، همیشه مرزها را گسترش میدهد.
defiers of tradition often create new paths.
افرینشکنندگان سنت اغلب مسیرهای جدیدی ایجاد میکنند.
the defier's actions sparked a movement.
اقدامات افرینشکننده باعث ایجاد یک جنبش شد.
in literature, the defier is a common archetype.
در ادبیات، افرینشکننده یک طرح کلی رایج است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید