deidealizes reality
واقعیت را ایدئالگرایی آن را کاهش میدهد
who deidealizes
کیست که ایدئالگرایی را کاهش میدهد
he deidealizes it
او آن را ایدئالگرایی کاهش میدهد
deidealizes the past
گذشته را ایدئالگرایی کاهش میدهد
often deidealizes
اغلب ایدئالگرایی را کاهش میدهد
deidealizes people
افراد را ایدئالگرایی کاهش میدهد
she deidealizes
او ایدئالگرایی را کاهش میدهد
the harsh realities of war deidealizes the romantic notions of heroism.
واقعیتهای سخت جنگ ایدهآلهای رومانتیک شجاعت را نابیده میکند.
exposure to the complexities of politics often deidealizes young activists.
مواجهه با پیچیدگیهای سیاست معمولاً فعالیتهای جوان را نابیده میکند.
the film deidealizes the cowboy archetype, showing their flaws and struggles.
فیلم ارکاننمونه قاچاقچی را نابیده میکند، با نشان دادن نقصها و مبارزات آنها.
working in customer service can deidealize your view of human nature.
کار در خدمات مشتری میتواند نگاه شما به طبیعت انسانی را نابیده کند.
the experience deidealizes the concept of a perfect relationship.
تجربه مفهوم رابطهای کامل را نابیده میکند.
he deidealizes the past, acknowledging its imperfections and injustices.
او گذشته را نابیده میکند، با قبول نقصها و نا fairlyهای آن.
the documentary deidealizes the tech industry, revealing its darker side.
مستند صنعت فناوری را نابیده میکند، با نشان دادن جنبههای تاریک آن.
growing up deidealizes childhood memories, revealing the challenges involved.
رشد بزرگ شدن یادآوریهای کودکی را نابیده میکند، با نشان دادن چالشهای مرتبط.
the process deidealizes the idea of quick success in business.
فرآیند ایده موفقیت سریع در کسب و کار را نابیده میکند.
reality often deidealizes the fantasy of a fairytale ending.
واقعیت معمولاً فانتزی پایان داستانهای کودکانه را نابیده میکند.
the study deidealizes the notion of inherent human goodness.
مطالعه مفهوم خوبی ذاتی انسان را نابیده میکند.
deidealizes reality
واقعیت را ایدئالگرایی آن را کاهش میدهد
who deidealizes
کیست که ایدئالگرایی را کاهش میدهد
he deidealizes it
او آن را ایدئالگرایی کاهش میدهد
deidealizes the past
گذشته را ایدئالگرایی کاهش میدهد
often deidealizes
اغلب ایدئالگرایی را کاهش میدهد
deidealizes people
افراد را ایدئالگرایی کاهش میدهد
she deidealizes
او ایدئالگرایی را کاهش میدهد
the harsh realities of war deidealizes the romantic notions of heroism.
واقعیتهای سخت جنگ ایدهآلهای رومانتیک شجاعت را نابیده میکند.
exposure to the complexities of politics often deidealizes young activists.
مواجهه با پیچیدگیهای سیاست معمولاً فعالیتهای جوان را نابیده میکند.
the film deidealizes the cowboy archetype, showing their flaws and struggles.
فیلم ارکاننمونه قاچاقچی را نابیده میکند، با نشان دادن نقصها و مبارزات آنها.
working in customer service can deidealize your view of human nature.
کار در خدمات مشتری میتواند نگاه شما به طبیعت انسانی را نابیده کند.
the experience deidealizes the concept of a perfect relationship.
تجربه مفهوم رابطهای کامل را نابیده میکند.
he deidealizes the past, acknowledging its imperfections and injustices.
او گذشته را نابیده میکند، با قبول نقصها و نا fairlyهای آن.
the documentary deidealizes the tech industry, revealing its darker side.
مستند صنعت فناوری را نابیده میکند، با نشان دادن جنبههای تاریک آن.
growing up deidealizes childhood memories, revealing the challenges involved.
رشد بزرگ شدن یادآوریهای کودکی را نابیده میکند، با نشان دادن چالشهای مرتبط.
the process deidealizes the idea of quick success in business.
فرآیند ایده موفقیت سریع در کسب و کار را نابیده میکند.
reality often deidealizes the fantasy of a fairytale ending.
واقعیت معمولاً فانتزی پایان داستانهای کودکانه را نابیده میکند.
the study deidealizes the notion of inherent human goodness.
مطالعه مفهوم خوبی ذاتی انسان را نابیده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید