discomfits

[ایالات متحده]/dɪsˈkʌmfɪts/
[بریتانیا]/dɪsˈkʌmfɪts/

ترجمه

v. کسی را ناراحت یا شرمنده کردن؛ ناکام کردن یا شکست دادن

عبارات و ترکیب‌ها

discomfits others

آسیب رساندن به دیگران

discomfits me

آسیب رساندن به من

discomfits the team

آسیب رساندن به تیم

discomfits everyone

آسیب رساندن به همه

discomfits the audience

آسیب رساندن به مخاطبان

discomfits her

آسیب رساندن به او

discomfits the opponent

آسیب رساندن به حریف

discomfits the speaker

آسیب رساندن به سخنران

discomfits him

آسیب رساندن به او

discomfits the crowd

آسیب رساندن به جمعیت

جملات نمونه

his unexpected question discomfits me.

این سؤال غیرمنتظره من را آشفته می‌کند.

the sudden change in plans discomfits everyone.

تغییر ناگهانی برنامه‌ها همه را آشفته می‌کند.

she discomfits her opponents with clever tactics.

او با استفاده از تاکتیک‌های زیرکانه، حریفانش را آشفته می‌کند.

his lack of preparation discomfits the entire team.

عدم آمادگی او کل تیم را آشفته می‌کند.

the awkward silence discomfits the conversation.

سکوت ناخوشایند، مکالمه را آشفته می‌کند.

she often discomfits her friends with her blunt honesty.

او اغلب با صداقت بی‌پرده‌اش دوستانش را آشفته می‌کند.

his comments discomfit the audience during the presentation.

اظهارات او باعث آشفته شدن مخاطبان در طول ارائه می‌شود.

the unexpected news discomfits the entire community.

این خبر غیرمنتظره کل جامعه را آشفته می‌کند.

she discomfits me with her probing questions.

او با سؤالات دقیقش من را آشفته می‌کند.

his behavior discomfits the formal atmosphere of the event.

رفتار او فضای رسمی رویداد را آشفته می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید