dismissively

[ایالات متحده]/[dɪˈsmɪsɪvli]/
[بریتانیا]/[dɪˈsmɪsɪvli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نشان‌دهنده‌ی کم‌尊重 یا اهمیت نیست؛ با خنجر؛ به گونه‌ای که چیزی را رد می‌کند یا نادیده گرفته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

dismissively shrugged

خاطیانه لرزید

dismissively speaking

خاطیانه صحبت کردن

dismissively waved

خاطیانه دست کشید

dismissively rejected

خاطیانه رد کرد

dismissively answered

خاطیانه پاسخ داد

dismissively stated

خاطیانه بیان کرد

dismissively ignored

خاطیانه نادیده گرفت

dismissively glanced

خاطیانه نظر کرد

dismissively nodded

خاطیانه سر کشید

dismissively commented

خاطیانه نظر داد

جملات نمونه

he dismissed the idea dismissively, calling it a waste of time.

او به طور بی‌تفکر این ایده را رد کرد و آن را زیان‌کار زمان خواند.

the manager dismissed her concerns dismissively, without really listening.

مدیر به طور بی‌تفکر نگرانی‌های او را رد کرد و واقعاً گوش نکرد.

the critic dismissed the film dismissively, labeling it as predictable.

کارگذار به طور بی‌تفکر فیلم را رد کرد و آن را پیش‌بینی‌شدنی خواند.

she dismissed his apology dismissively, clearly still angry.

او به طور بی‌تفکر عذرخواهی او را رد کرد و واضح است هنوز خشمگین بود.

the professor dismissed the student's question dismissively during the lecture.

پروفسور در حین سخنرانی به طور بی‌تفکر سوال دانشجو را رد کرد.

he dismissed the rumors dismissively, stating they were completely false.

او به طور بی‌تفکر این گویش‌ها را رد کرد و گفت که宣傳 کاملاً نادرست هستند.

the board dismissed his proposal dismissively, citing budget constraints.

هیئت مدیره به طور بی‌تفکر پیشنهاد او را رد کرد و از محدودیت‌های بودجه اشاره کرد.

the politician dismissed the accusations dismissively, denying any involvement.

سیاستمدار به طور بی‌تفکر اتهامات را رد کرد و هرگونه مشارکتی را نکرد.

she dismissed his offer dismissively, saying she wasn't interested.

او به طور بی‌تفکر پیشنهاد او را رد کرد و گفت که علاقه‌ای ندارد.

the audience dismissed the comedian's jokes dismissively, showing a lack of enthusiasm.

بیننده‌ها به طور بی‌تفکر جوک‌های کمدیان را رد کردند و نشان دادند که انگیزه‌ای ندارند.

he dismissed the evidence dismissively, choosing to ignore the facts.

او به طور بی‌تفکر شواهد را رد کرد و تصمیم گرفت واقعیت‌ها را نادیده بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید