the children's warm embraces after school always made her feel loved.
نگهداریهای گرم کودکان پس از مدرسه همیشه او را مورد عشق قرار میداد.
she returned his tender embraces with tears of joy in her eyes.
او با چشمان پر از خشکی عاطفی، نگهداریهای مهربان او را با دمهای خوشحالی پاسخ داد.
the couple shared loving embraces as they watched the sunset together.
زوج با نگهداریهای عاشقانهاش در حالی که غروب خورشید را با هم دیدند، با هم به اشتراک گذاشتند.
his mother's gentle embraces gave him comfort during difficult times.
نگهداریهای مهربان مادرش در زمانهای سخت او را آرامش میداد.
the team celebrated their victory with firm embraces and cheers.
تیم با نگهداریهای محکم و تشویقهای خوشحالی، پیروزیشان را جشن گرفت.
emotional embraces between old friends filled the reunion party with warmth.
نگهداریهای عاطفی بین دوستان قدیمی جلسه بازگشت را با گرمی پر کرد.
the little girl's sudden tight embrace caught her father completely off guard.
نگهداریهای ناگهانی و محکم دختر کوچک با پدرش را به طور کامل ناگهانی گرفت.
heartfelt embraces between long-lost siblings healed years of separation pain.
نگهداریهای صادقانه بین خواهر و برادری که از هم جدا شده بودند، درد سالها جداگانه را بهبود بخشید.
their mutual embraces under the moonlight spoke volumes of unspoken love.
نگهداریهای متقابل آنها زیر نور ماه، عشق ناشنودهشان را به طور گستردهای بیان میکرد.
prolonged embraces goodbye at the train station left everyone teary-eyed.
نگهداریهای طولانی در زمان رودخانهای در ایستگاه قطار، تمامی افراد را با چشمان پر از اشک گذاشت.
brief but sincere embraces were exchanged between the competitors after the match.
نگهداریهای کوتاه اما صادقانه بین رقیبها پس از مسابقه تبادل شد.
tender embraces from grandparents always reminded her of home and safety.
نگهداریهای مهربان از پدربزرگ و مادربزرگ همیشه او را به خانه و امنیت یادآوری میکرد.
the children's warm embraces after school always made her feel loved.
نگهداریهای گرم کودکان پس از مدرسه همیشه او را مورد عشق قرار میداد.
she returned his tender embraces with tears of joy in her eyes.
او با چشمان پر از خشکی عاطفی، نگهداریهای مهربان او را با دمهای خوشحالی پاسخ داد.
the couple shared loving embraces as they watched the sunset together.
زوج با نگهداریهای عاشقانهاش در حالی که غروب خورشید را با هم دیدند، با هم به اشتراک گذاشتند.
his mother's gentle embraces gave him comfort during difficult times.
نگهداریهای مهربان مادرش در زمانهای سخت او را آرامش میداد.
the team celebrated their victory with firm embraces and cheers.
تیم با نگهداریهای محکم و تشویقهای خوشحالی، پیروزیشان را جشن گرفت.
emotional embraces between old friends filled the reunion party with warmth.
نگهداریهای عاطفی بین دوستان قدیمی جلسه بازگشت را با گرمی پر کرد.
the little girl's sudden tight embrace caught her father completely off guard.
نگهداریهای ناگهانی و محکم دختر کوچک با پدرش را به طور کامل ناگهانی گرفت.
heartfelt embraces between long-lost siblings healed years of separation pain.
نگهداریهای صادقانه بین خواهر و برادری که از هم جدا شده بودند، درد سالها جداگانه را بهبود بخشید.
their mutual embraces under the moonlight spoke volumes of unspoken love.
نگهداریهای متقابل آنها زیر نور ماه، عشق ناشنودهشان را به طور گستردهای بیان میکرد.
prolonged embraces goodbye at the train station left everyone teary-eyed.
نگهداریهای طولانی در زمان رودخانهای در ایستگاه قطار، تمامی افراد را با چشمان پر از اشک گذاشت.
brief but sincere embraces were exchanged between the competitors after the match.
نگهداریهای کوتاه اما صادقانه بین رقیبها پس از مسابقه تبادل شد.
tender embraces from grandparents always reminded her of home and safety.
نگهداریهای مهربان از پدربزرگ و مادربزرگ همیشه او را به خانه و امنیت یادآوری میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید