exasperate

[ایالات متحده]/ɪɡˈzæspəreɪt/
[بریتانیا]/ɪɡˈzæspəreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: کسی را به شدت تحریک یا برانگیختن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردexasperates
قسمت سوم فعلexasperated
صفت یا فعل حال استمراریexasperating
زمان گذشتهexasperated
جمعexasperates

جملات نمونه

she was exasperated by all this havering.

او از این همه تعلل و دودل کلافه شده بود.

this futile process exasperates prison officers.

این روند بی حاصلانه افسران زندان را آزرده می کند.

late risers always exasperate early risers.

کسانی که دیر از خواب بیدار می شوند همیشه افراد زود بیدار کننده را آزرده می کنند.

he uttered an exasperated snort.

او با حالتی آزرده یک بار با بینی خود صدا کرد.

Constant interruption of his work exasperated him.

وقفه مداوم در کارش او را آزرده می کرد.

The teachers were exasperated at / by Bob's cheat in the examination.

معلمان از تقلب باب در امتحان عصبانی بودند.

We were exasperated at his ill behaviour.

ما از رفتار بد او آزرده شده بودیم.

He has unnerved them with his swashbuckling fight against corruption, and exasperated them with his ruminative style of management.

او با مبارزه جسورانه اش با فساد آنها را نگران کرده و با سبک مدیریتی تفکر آمیزش آنها را آزرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید