fantasize

[ایالات متحده]/'fæntəsaɪz/
[بریتانیا]/'fæntəsaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. تصور کردن; خیال‌پردازی کردن; در خیالات غرق شدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریfantasizing
قسمت سوم فعلfantasized
شکل سوم شخص مفردfantasizes
زمان گذشتهfantasized
جمعfantasizes

جملات نمونه

he sometimes fantasized about emigrating.

او گاهی اوقات درباره مهاجرت فانتزی می‌کرد.

one might fantasize the death of someone seen as a threat.

شخص ممکن است درباره مرگ کسی که به عنوان یک تهدید تلقی می‌شود، فانتزی کند.

to fantasize about traveling the world

درباره سفر در سراسر جهان فانتزی کردن

she often fantasizes about winning the lottery

او اغلب درباره برنده شدن در قرعه کشی فانتزی می‌کند.

to fantasize about a perfect life

درباره یک زندگی کامل فانتزی کردن

he likes to fantasize about being a famous actor

او دوست دارد درباره بازیگر شدن مشهور فانتزی کند.

to fantasize about meeting a celebrity

درباره ملاقات با یک مشهور فانتزی کردن

they fantasize about living in a big mansion

آنها درباره زندگی در یک عمارت بزرگ فانتزی می‌کنند.

to fantasize about a romantic relationship

درباره یک رابطه عاشقانه فانتزی کردن

she often fantasizes about her dream wedding

او اغلب درباره عروسی رویایی خود فانتزی می‌کند.

to fantasize about achieving great success

درباره دستیابی به موفقیت بزرگ فانتزی کردن

he likes to fantasize about being a superhero

او دوست دارد درباره تبدیل شدن به یک ابرقهرمان فانتزی کند.

نمونه‌های واقعی

He said this is the kind of event he has always fantasized about.

او گفت این نوع رویدادی است که همیشه درباره آن خیال پردازی کرده است.

منبع: VOA Standard February 2013 Collection

You're fantasizing about my death, for starters.

شما در مورد مرگ من خیال پردازی می کنید، به عنوان نقطه شروع.

منبع: Deadly Women

See, this is the reason men go to those places—so they can fantasize. we all do it.

می بینید، این دلیل این است که مردان به آن مکان ها می روند - تا بتوانند خیال پردازی کنند. همه ما این کار را انجام می دهیم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6

You were dating me and fantasizing about my mother?

شما با من قرار داشتید و درباره مادر من خیال پردازی می کردید؟

منبع: Modern Family - Season 02

Which is why we fantasize about the future so much.

به همین دلیل ما آنقدر در مورد آینده خیال پردازی می کنیم.

منبع: Listening Digest

You will fantasize about doing unspeakably strange things to your co-workers.

شما درباره انجام کارهای عجیب و غریب غیرقابل توصیف برای همکارانتان خیال پردازی خواهید کرد.

منبع: White-collar English

They regret their decisions, and they fantasize about how much better their life could be.

آنها تصمیمات خود را پشیمان هستند و درباره اینکه زندگی آنها می تواند چقدر بهتر باشد، خیال پردازی می کنند.

منبع: Science in Life

Maybe when we have fantasized about conscious A.I. we've been imagining the wrong disaster.

شاید وقتی درباره هوش مصنوعی آگاه خیال پردازی کرده ایم، تصور یک فاجعه اشتباه را کرده ایم.

منبع: New York Times

As a young woman, she fantasized a handsome millionaire would sweep her off her feet.

وقتی جوان بود، تصور می کرد یک میلیونر جذاب او را از پاهای خود بلند خواهد کرد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

His dad ran a stationery store, and he fantasized about a much faster life in cars.

پدرش یک مغازه لوازم التحریر اداره می کرد و او درباره یک زندگی سریع تر در اتومبیل ها خیال پردازی می کرد.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید