franticness

[ایالات متحده]/ˈfræn.tɪk.nəs/
[بریتانیا]/ˈfræn.tɪk.nəs/

ترجمه

n. حالتی از شورش یا هیجان زیاد؛ هیجان شدید یا اضطراب بسیار؛ پرتاب یا ناامیدی گیج؛ فعالیت شورشی

عبارات و ترکیب‌ها

daily franticness

پرخاشتگی روزانه

morning franticness

پرخاشتگی صبح

work franticness

پرخاشتگی کار

holiday franticness

پرخاشتگی تعطیل

franticness rises

پرخاشتگی افزایش می یابد

franticness fades

پرخاشتگی کاهش می یابد

franticness builds

پرخاشتگی در حال افزایش است

franticness lingers

پرخاشتگی باقی می ماند

franticness peaked

پرخاشتگی به حداکثر رسید

franticness calming

پرخاشتگی آرام می شود

جملات نمونه

the franticness of the morning commute made it hard to focus on anything else.

هیجان‌انگیز بودن رفت و آمد صبحی باعث شد که تمرکز بر چیز دیگری دشوار شود.

she tried to hide the franticness in her voice during the emergency call.

او سعی کرد در حین تماس اضطراری هیجان‌انگیزی در صدایش را پنهان کند.

the franticness of the deadline pushed the whole team into overdrive.

هیجان‌انگیز بودن مهلت باعث شد که تمام تیم به حداکثر توانایی خود برسد.

his eyes betrayed the franticness he felt, even though he kept smiling.

چشمان او هیجان‌انگیزی که احساس می‌کرد را فاش کرد، هرچند که به طور مداوم می‌خندید.

there was a sudden franticness in the crowd when the lights went out.

وقتی نورها خاموش شد، فوراً هیجان‌انگیزی در جمع جمع شد.

the franticness of last-minute packing always makes her forget something.

هیجان‌انگیز بودن بسته‌بندی در آخر لحظه باعث می‌شود که او چیزی را فراموش کند.

he noticed the franticness in the office as emails kept flooding in.

او هیجان‌انگیزی در دفتر را متوجه شد وقتی ایمیل‌ها به طور مداوم وارد می‌شدند.

the franticness of the rescue effort eased once everyone was accounted for.

هیجان‌انگیز بودن تلاش نجات پس از اینکه همه حساب‌برابری شدند، کاهش یافت.

despite the franticness around her, she stayed calm and followed the plan.

هر چند که هیجان‌انگیزی در اطراف او وجود داشت، او آرام ماند و برنامه را دنبال کرد.

the franticness on social media grew after the rumor spread overnight.

هیجان‌انگیزی در رسانه‌های اجتماعی پس از اینکه گossip در طول شب گسترش یافت، افزایش یافت.

the franticness of holiday shopping can turn a simple errand into a marathon.

هیجان‌انگیز بودن خریدهای تعطیلی می‌تواند یک کار ساده را به یک ماراتون تبدیل کند.

they worked in franticness for hours, then double-checked every detail before sending it.

آنها به مدت ساعات با هیجان‌انگیزی کار کردند، سپس قبل از ارسال آن، هر جزئیات را دوباره بررسی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید