high-society event
رویداد جامعهای بالا
high-society life
زندگی جامعهای بالا
high-society circles
دایرههای جامعهای بالا
high-society wedding
جشنهای ازدواج جامعهای بالا
high-society figure
شخصیت جامعهای بالا
high-society manners
آداب جامعهای بالا
high-society gossip
گossip جامعهای بالا
high-society norms
معیارهای جامعهای بالا
high-society debut
رییس جامعهای بالا
she moved in high-society circles after marrying the duke.
او پس از ازدواج با دوک، در دایرههای جامعهی ارستوقратیک فعالیت میکرد.
the gala was a who's who of high-society figures.
جشن گالا یک دایرهای از افراد جامعهی ارستوقراتیک بود.
he struggled to infiltrate high-society despite his wealth.
او با وجود ثروت خود، تلاش میکرد تا وارد جامعهی ارستوقراتیک شود.
their lavish wedding showcased their high-society status.
اینایشهای لوکس آنها نشاندهندهی وضعیت ارستوقراتیک آنها بود.
the documentary exposed the scandals within high-society.
مستند این اخبار را در جامعهی ارستوقراتیک آشکار کرد.
she abandoned a life in high-society for a simpler existence.
او زندگیای در جامعهی ارستوقراتیک را برای زندگی سادهتری ترک کرد.
he felt out of place among the high-society crowd.
او در میان جمع جامعهی ارستوقراتیک احساس ناامیدی میکرد.
the charity event attracted many members of high-society.
این رویداد خیریه بسیاری از اعضای جامعهی ارستوقراتیک را جذب کرد.
their children attended exclusive schools favored by high-society families.
فرزندان آنها در مدارس خصوصیای که توسط خانوادههای جامعهی ارستوقراتیک مورد ترجیح قرار میگیرند تحصیل میکردند.
he cultivated relationships within high-society to advance his career.
او روابطی را در جامعهی ارستوقراتیک فعالیت میکرد تا کاریاش را پیش برد.
the magazine caters to a readership of high-society individuals.
این مجله به خوانندگانی از افراد جامعهی ارستوقراتیک میپردازد.
high-society event
رویداد جامعهای بالا
high-society life
زندگی جامعهای بالا
high-society circles
دایرههای جامعهای بالا
high-society wedding
جشنهای ازدواج جامعهای بالا
high-society figure
شخصیت جامعهای بالا
high-society manners
آداب جامعهای بالا
high-society gossip
گossip جامعهای بالا
high-society norms
معیارهای جامعهای بالا
high-society debut
رییس جامعهای بالا
she moved in high-society circles after marrying the duke.
او پس از ازدواج با دوک، در دایرههای جامعهی ارستوقратیک فعالیت میکرد.
the gala was a who's who of high-society figures.
جشن گالا یک دایرهای از افراد جامعهی ارستوقراتیک بود.
he struggled to infiltrate high-society despite his wealth.
او با وجود ثروت خود، تلاش میکرد تا وارد جامعهی ارستوقراتیک شود.
their lavish wedding showcased their high-society status.
اینایشهای لوکس آنها نشاندهندهی وضعیت ارستوقراتیک آنها بود.
the documentary exposed the scandals within high-society.
مستند این اخبار را در جامعهی ارستوقراتیک آشکار کرد.
she abandoned a life in high-society for a simpler existence.
او زندگیای در جامعهی ارستوقراتیک را برای زندگی سادهتری ترک کرد.
he felt out of place among the high-society crowd.
او در میان جمع جامعهی ارستوقراتیک احساس ناامیدی میکرد.
the charity event attracted many members of high-society.
این رویداد خیریه بسیاری از اعضای جامعهی ارستوقراتیک را جذب کرد.
their children attended exclusive schools favored by high-society families.
فرزندان آنها در مدارس خصوصیای که توسط خانوادههای جامعهی ارستوقراتیک مورد ترجیح قرار میگیرند تحصیل میکردند.
he cultivated relationships within high-society to advance his career.
او روابطی را در جامعهی ارستوقراتیک فعالیت میکرد تا کاریاش را پیش برد.
the magazine caters to a readership of high-society individuals.
این مجله به خوانندگانی از افراد جامعهی ارستوقراتیک میپردازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید