incoherences

[ایالات متحده]/[ˌɪŋkəˈhɛrəns]/
[بریتانیا]/[ˌɪŋkoʊˈhɛrəns]/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت ناسازگاری؛ فقدان ارتباط منطقی؛ موارد ناسازگاری.

عبارات و ترکیب‌ها

addressing incoherences

برطرف کردن ناسازگاری ها

detecting incoherences

تشخیص ناسازگاری ها

avoiding incoherences

جلوگیری از ناسازگاری ها

identifying incoherences

شناسایی ناسازگاری ها

resolving incoherences

حل ناسازگاری ها

analyzing incoherences

تحلیل ناسازگاری ها

reducing incoherences

کاهش ناسازگاری ها

highlighting incoherences

强조 کردن ناسازگاری ها

finding incoherences

یافتن ناسازگاری ها

mitigating incoherences

کاهش دادن ناسازگاری ها

جملات نمونه

the speaker's presentation was riddled with incoherences, making it difficult to follow.

ارائه سخنران پر از ناسازگاری‌ها بود که دنبال کردن آن را دشوار می‌کرد.

we noticed several incoherences in the witness's testimony during the trial.

در حین محاکمه، چند ناسازگاری در شهیدگویی گواه را متوجه شدیم.

the novel suffered from plot incoherences that detracted from the overall story.

این رمان از ناسازگاری‌های داستانی رنج می‌برد که از داستان کلی کاستگی ایجاد می‌کرد.

despite careful editing, some incoherences remained in the draft manuscript.

هر چند با ویرایش دقت‌آمیز انجام شد، هنوز چند ناسازگاری در متن اولیه باقی ماند.

the patient's account contained numerous incoherences, raising concerns about their memory.

توضیحات بیمار پر از ناسازگاری‌های متعدد بود که نگرانی‌هایی درباره حافظه‌اش ایجاد کرد.

the argument's incoherences exposed its fundamental flaws and lack of logic.

ناسازگاری‌های استدلال نقص‌های بنیادین و فقدان منطق آن را آشکار کرد.

the report highlighted the incoherences between the stated goals and the actual outcomes.

گزارش ناسازگاری‌های بین اهداف اعلام شده و نتایج واقعی را برجسته کرد.

the detective carefully noted the incoherences in the suspect's alibi.

.detektیف با دقت ناسازگاری‌های در دفاع‌های مظنون را یادداشت کرد

the committee pointed out several incoherences in the proposed policy.

کمیته چند ناسازگاری در سیاست پیشنهادی را اشاره کرد.

the professor challenged the student to address the incoherences in their research.

استاد دانشجو را چالش می‌گذارد تا ناسازگاری‌های در تحقیقاتش را برطرف کند.

the analysis revealed significant incoherences in the data collected from the survey.

تحلیل ناسازگاری‌های قابل توجهی در داده‌های جمع‌آوری شده از پرسش‌نامه را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید