infantilizes

[ایالات متحده]/ɪnˈfæn.tɪ.laɪ.zɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈfæn.t̬ɪ.laɪ.zɪz/

ترجمه

v. به گونه‌ای کودکانه یا نامature در نظر گرفتن؛ با رفتار کودکانه یا نامature برخورد کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

infantilizes adults

بزرگسال‌ها را کودکانه می‌کند

infantilizes the public

عموم را کودکانه می‌کند

infantilizes citizens

شهروندان را کودکانه می‌کند

infantilizes women

زنان را کودکانه می‌کند

infantilizes employees

کارکنان را کودکانه می‌کند

media infantilizes

رسانه‌ها کودکانه می‌کنند

politics infantilizes

سیاست کودکانه می‌کند

جملات نمونه

the policy infantilizes children by not allowing them to make any decisions on their own.

این سیاست کودکان را کودکانه می‌کند زیرا آن‌ها را از تصمیم‌گیری مستقل ممانعت می‌کند.

some critics argue that pop music infantilizes adults and undermines intellectual discourse.

برخی منتقدان می‌گویند که موسیقی جمعی بزرگسالان را کودکانه می‌کند و گفت‌وگوی ذهنی را زیر پا می‌گذارد.

the language used in these advertisements infantilizes women by portraying them as helpless.

زبانی که در این تبلیغات استفاده می‌شود زنان را کودکانه می‌کند با اینکه آن‌ها را بی‌کمک نشان می‌دهد.

modern education systems sometimes infantilize students by treating them as incapable of critical thinking.

سیستم‌های آموزشی مدرن گاهی دانش‌آموزان را کودکانه می‌کند با اینکه آن‌ها را ناتوان در فکر کردن نقدی می‌داند.

the new regulations infantilize employees by requiring constant supervision and approval.

قوانین جدید کارکنان را کودکانه می‌کند با اینکه نظارت مداوم و تأیید را الزام می‌کند.

television programming often infantilizes the audience with overly simplified content.

برنامه‌ریزی تلویزیون گاهی با محتوای بسیار ساده‌شده، مخاطب را کودکانه می‌کند.

some politicians infantilize the electorate by assuming they cannot understand complex issues.

برخی سیاستمداران انتخاب‌کنندگان را کودکانه می‌کند با این فرض که آن‌ها نمی‌توانند مسائل پیچیده را درک کنند.

marketing strategies that infantilize consumers rarely succeed in the long term.

استراتژی‌های بازاریابی که مصرف‌کنندگان را کودکانه می‌کند، در بلند مدت موفقیت چندانی نمی‌یابد.

the corporate culture infantilizes the workforce by discouraging independent initiative.

فرهنگ کorpora توانمندی کارکنان را کودکانه می‌کند با اینکه اولویت مستقل را تشویق نمی‌کند.

societal attitudes that infantilize the elderly often ignore their accumulated wisdom.

نگرش‌های اجتماعی که سالمندان را کودکانه می‌کند، اغلب به دانش تجمعی آن‌ها توجه نمی‌کنند.

media coverage that infantilizes complex political issues insults the public's intelligence.

پوشش رسانه‌ای که مسائل سیاسی پیچیده را کودکانه می‌کند، هوش عموم را تحقیر می‌کند.

feminist scholars argue that mainstream media infantilizes women by depicting them as emotional and dependent.

دانشمندان فمینیست می‌گویند که رسانه‌های اصلی زنان را کودکانه می‌کند با اینکه آن‌ها را عاطفی و وابسته نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید