inhospitably

[ایالات متحده]/ɪnˈhɒspɪtəbli/
[بریتانیا]/ɪnˈhɑːspɪtəbli/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که سرد یا غیر دوستانه است; به طور ویران یا غیر مهمان‌نواز

عبارات و ترکیب‌ها

inhospitably cold

سرد غیرقابل تحمل

inhospitably harsh

سخت غیرقابل تحمل

inhospitably barren

بی حاصل غیرقابل تحمل

inhospitably remote

دورافتاده غیرقابل تحمل

inhospitably dry

خشک غیرقابل تحمل

inhospitably wild

وحشی غیرقابل تحمل

inhospitably steep

شیب دار غیرقابل تحمل

inhospitably dark

تاریک غیرقابل تحمل

inhospitably rugged

ناهموار غیرقابل تحمل

inhospitably lonely

منزوی غیرقابل تحمل

جملات نمونه

the island was inhospitably barren and devoid of life.

جزیره به شدت غیرقابل سکونت و عاری از حیات بود.

they found themselves in an inhospitably cold environment.

آنها خود را در محیطی به شدت سرد و غیرقابل تحمل یافتند.

the inhospitably rocky terrain made hiking difficult.

شیب تند و ناهموار صخره ها پیاده روی را دشوار می کرد.

despite its beauty, the desert was inhospitably dry.

با وجود زیبایی، صحرا به شدت خشک و غیرقابل تحمل بود.

the inhospitably steep cliffs were treacherous for climbers.

آبشارها به شدت شیب دار و خطرناک برای کوهنوردان بودند.

they were stranded in an inhospitably remote location.

آنها در مکانی دورافتاده و غیرقابل تحمل سرگردان بودند.

inhospitably harsh winters can be challenging for wildlife.

زمستان های بسیار سخت و غیرقابل تحمل می تواند برای حیات وحش چالش برانگیز باشد.

the inhospitably polluted city air caused health issues.

هوا آلوده و غیرقابل تحمل شهر باعث مشکلات سلامتی شد.

inhospitably high temperatures can be dangerous for travelers.

دمای بسیار بالا و غیرقابل تحمل می تواند برای مسافران خطرناک باشد.

they had to adapt to the inhospitably wet climate.

آنها مجبور شدند با آب و هوای بسیار مرطوب و غیرقابل تحمل سازگار شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید