| جمع | interveners |
intervener arrives
مداخلهگر حضور مییابد
potential intervener
مداخلهگر محتمل
intervener role
rol مداخلهگر
interveners present
مداخلهگران حاضر هستند
intervener's action
عمل مداخلهگر
intervener sought
مداخلهگر مورد نیاز است
the intervener skillfully mediated the tense negotiation.
میانجی با مهارت در مذاکره تنشزده میانجیگی کرد.
an intervener was called in to de-escalate the situation.
یک میانجی برای کاهش تنشها فراخوانی شد.
the intervener's role is to ensure fair play.
وظیفه میانجی اطمینان حاصل کردن از بازی عادلانه است.
a neutral intervener can help resolve disputes.
یک میانجی خنثی میتواند در حل اختلافات کمک کند.
the intervener provided valuable insights during the meeting.
میانجی در جلسه نگاههای ارزشمندی ارائه کرد.
the court appointed an intervener to represent the public interest.
دیوان یک میانجی را برای نمایندگی منافع عمومی منصوب کرد.
the intervener actively sought common ground between the parties.
میانجی فعالانه به دنبال یافتن زمین مشترک بین طرفین بود.
the intervener’s presence helped calm the students.
حضور میانجی به آرامش دانشآموزان کمک کرد.
the intervener carefully assessed the risks involved.
میانجی با دقت ریسکهای مرتبط را ارزیابی کرد.
the intervener facilitated communication between the groups.
میانجی ارتباط بین گروهها را تسهیل کرد.
an experienced intervener is crucial for successful outcomes.
یک میانجی تجربهدار برای دستیابی به نتایج موفقیتآمیز ضروری است.
intervener arrives
مداخلهگر حضور مییابد
potential intervener
مداخلهگر محتمل
intervener role
rol مداخلهگر
interveners present
مداخلهگران حاضر هستند
intervener's action
عمل مداخلهگر
intervener sought
مداخلهگر مورد نیاز است
the intervener skillfully mediated the tense negotiation.
میانجی با مهارت در مذاکره تنشزده میانجیگی کرد.
an intervener was called in to de-escalate the situation.
یک میانجی برای کاهش تنشها فراخوانی شد.
the intervener's role is to ensure fair play.
وظیفه میانجی اطمینان حاصل کردن از بازی عادلانه است.
a neutral intervener can help resolve disputes.
یک میانجی خنثی میتواند در حل اختلافات کمک کند.
the intervener provided valuable insights during the meeting.
میانجی در جلسه نگاههای ارزشمندی ارائه کرد.
the court appointed an intervener to represent the public interest.
دیوان یک میانجی را برای نمایندگی منافع عمومی منصوب کرد.
the intervener actively sought common ground between the parties.
میانجی فعالانه به دنبال یافتن زمین مشترک بین طرفین بود.
the intervener’s presence helped calm the students.
حضور میانجی به آرامش دانشآموزان کمک کرد.
the intervener carefully assessed the risks involved.
میانجی با دقت ریسکهای مرتبط را ارزیابی کرد.
the intervener facilitated communication between the groups.
میانجی ارتباط بین گروهها را تسهیل کرد.
an experienced intervener is crucial for successful outcomes.
یک میانجی تجربهدار برای دستیابی به نتایج موفقیتآمیز ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید