kiss away
ببوس و برو
kiss of death
بوسه مرگ
kiss and tell
افشا کردن راز بوسه
french kiss
بوسه فرانسوی
sweet kiss
بوسه شیرین
kiss my ass
دهن من را ببوس
a big kiss
بوسه بزرگ
kiss off
نادیده گرفتن
kiss goodbye
بوسه خداحافظی
kiss up to
چرب زدن برای
lucky kiss
بوسه شانس
They were kissing passionately.
آنها با اشتیاق در حال بوسیدن یکدیگر بودند.
She blew a kiss to the onlookers.
او با بوسهای به تماشاگران اشاره کرد.
let's kiss and make up.
بیا با هم آشتی کنیم.
He can kiss off that promotion.
او میتواند آن ترفیع را فراموش کند.
a politician known as an inveterate kisser of babies.
یک سیاستمدار که به عنوان یک بوسنده با تجربه کودکان شناخته می شود.
the sun-kissed resort of Acapulco.
استراحتگاه آفتابسوخته آکاپولکو.
Jane stood on tiptoe to kiss him.
جین برای بوسیدن او روی پنجه پا ایستاد.
kissed and made up.
بوسیدند و آشتی کردند.
be on kissing term with ...
با ... در صلح و آشتی باشید.
came up and kissed me.
آمد و من را بوسید.
They kissed each other.
آنها یکدیگر را بوسیدند.
The man bent down to kiss the child.
مرد خم شد تا کودک را ببوسد.
They were so excited that they kissed and kissed again.
آنها آنقدر هیجانزده بودند که بارها و بارها بوسیدند.
face (`kisser' and `smiler' and `mug...
چهره ( `kisser' و `smiler' و `mug...
punched him in the kisser;
او را در کیسر مشت زد؛
Sweetie, let me kiss you.
عزیزم، بذار بهت بوسه بزنم.
she kissed him goodbye, as usual .
او مانند همیشه به او خداحافظی کرد.
Forget it all and kiss me now, aunt.'
همه را فراموش کن و همین حالا من را ببوس، خاله.
منبع: Jane Eyre (Abridged Version)Bending over her bed I kissed her.
خم شدم روی تختش و او را بوسیدم.
منبع: Jane Eyre (Abridged Version)The one was walking around with my first kiss.
او با اولین بوسه من در حال قدم زدن بود.
منبع: Flipped SelectedBut kissing really expedites the bacterial blending.
اما بوسیدن واقعاً ترکیب باکتریایی را تسریع میکند.
منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation December 2014The mother gave her baby a kiss.
مادر به نوزادش بوسه داد.
منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000Getting baptized just to kiss a girl?
فقط برای بوسیدن یک دختر تعمید گرفتم؟
منبع: Young Sheldon - Season 2Used to kiss people, alright, now kiss.
عادت داشتم آدمها را میبوسیدم، باشه، حالا بوس کن.
منبع: JSM Talks-3Now come on and give me a kiss.
حالا بیا و به من بوسه بده.
منبع: BBC Animation Workplace" Can I just get a kiss? " said Nick.
" میشه فقط یه بوسه بگیرم؟" نیک گفت.
منبع: I love phonics.I will give him the kiss of life.
من به او بوسه حیات خواهم داد.
منبع: Universal Dialogue for Children's Animationkiss away
ببوس و برو
kiss of death
بوسه مرگ
kiss and tell
افشا کردن راز بوسه
french kiss
بوسه فرانسوی
sweet kiss
بوسه شیرین
kiss my ass
دهن من را ببوس
a big kiss
بوسه بزرگ
kiss off
نادیده گرفتن
kiss goodbye
بوسه خداحافظی
kiss up to
چرب زدن برای
lucky kiss
بوسه شانس
They were kissing passionately.
آنها با اشتیاق در حال بوسیدن یکدیگر بودند.
She blew a kiss to the onlookers.
او با بوسهای به تماشاگران اشاره کرد.
let's kiss and make up.
بیا با هم آشتی کنیم.
He can kiss off that promotion.
او میتواند آن ترفیع را فراموش کند.
a politician known as an inveterate kisser of babies.
یک سیاستمدار که به عنوان یک بوسنده با تجربه کودکان شناخته می شود.
the sun-kissed resort of Acapulco.
استراحتگاه آفتابسوخته آکاپولکو.
Jane stood on tiptoe to kiss him.
جین برای بوسیدن او روی پنجه پا ایستاد.
kissed and made up.
بوسیدند و آشتی کردند.
be on kissing term with ...
با ... در صلح و آشتی باشید.
came up and kissed me.
آمد و من را بوسید.
They kissed each other.
آنها یکدیگر را بوسیدند.
The man bent down to kiss the child.
مرد خم شد تا کودک را ببوسد.
They were so excited that they kissed and kissed again.
آنها آنقدر هیجانزده بودند که بارها و بارها بوسیدند.
face (`kisser' and `smiler' and `mug...
چهره ( `kisser' و `smiler' و `mug...
punched him in the kisser;
او را در کیسر مشت زد؛
Sweetie, let me kiss you.
عزیزم، بذار بهت بوسه بزنم.
she kissed him goodbye, as usual .
او مانند همیشه به او خداحافظی کرد.
Forget it all and kiss me now, aunt.'
همه را فراموش کن و همین حالا من را ببوس، خاله.
منبع: Jane Eyre (Abridged Version)Bending over her bed I kissed her.
خم شدم روی تختش و او را بوسیدم.
منبع: Jane Eyre (Abridged Version)The one was walking around with my first kiss.
او با اولین بوسه من در حال قدم زدن بود.
منبع: Flipped SelectedBut kissing really expedites the bacterial blending.
اما بوسیدن واقعاً ترکیب باکتریایی را تسریع میکند.
منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation December 2014The mother gave her baby a kiss.
مادر به نوزادش بوسه داد.
منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000Getting baptized just to kiss a girl?
فقط برای بوسیدن یک دختر تعمید گرفتم؟
منبع: Young Sheldon - Season 2Used to kiss people, alright, now kiss.
عادت داشتم آدمها را میبوسیدم، باشه، حالا بوس کن.
منبع: JSM Talks-3Now come on and give me a kiss.
حالا بیا و به من بوسه بده.
منبع: BBC Animation Workplace" Can I just get a kiss? " said Nick.
" میشه فقط یه بوسه بگیرم؟" نیک گفت.
منبع: I love phonics.I will give him the kiss of life.
من به او بوسه حیات خواهم داد.
منبع: Universal Dialogue for Children's Animationلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید