kiss

[ایالات متحده]/kɪs/
[بریتانیا]/kɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با لب‌ها به نشانه عشق، سلام یا احترام لمس یا نوازش کردن؛ به آرامی لمس کردن یا برخورد کردن
vi. در عمل لمس یا نوازش با لب‌ها شرکت کردن؛ به آرامی لمس کردن یا برخورد کردن
n. یک لمس یا نوازش با لب‌ها به نشانه عشق، سلام یا احترام؛ یک لمس یا برخورد سبک
Word Forms
شکل سوم شخص مفردkisses
صفت یا فعل حال استمراریkissing
قسمت سوم فعلkissed
زمان گذشتهkissed
جمعkisses

عبارات و ترکیب‌ها

kiss away

ببوس و برو

kiss of death

بوسه مرگ

kiss and tell

افشا کردن راز بوسه

french kiss

بوسه فرانسوی

sweet kiss

بوسه شیرین

kiss my ass

دهن من را ببوس

a big kiss

بوسه بزرگ

kiss off

نادیده گرفتن

kiss goodbye

بوسه خداحافظی

kiss up to

چرب زدن برای

lucky kiss

بوسه شانس

جملات نمونه

They were kissing passionately.

آنها با اشتیاق در حال بوسیدن یکدیگر بودند.

She blew a kiss to the onlookers.

او با بوسه‌ای به تماشاگران اشاره کرد.

let's kiss and make up.

بیا با هم آشتی کنیم.

He can kiss off that promotion.

او می‌تواند آن ترفیع را فراموش کند.

a politician known as an inveterate kisser of babies.

یک سیاستمدار که به عنوان یک بوسنده با تجربه کودکان شناخته می شود.

the sun-kissed resort of Acapulco.

استراحتگاه آفتاب‌سوخته آکاپولکو.

Jane stood on tiptoe to kiss him.

جین برای بوسیدن او روی پنجه پا ایستاد.

kissed and made up.

بوسیدند و آشتی کردند.

be on kissing term with ...

با ... در صلح و آشتی باشید.

came up and kissed me.

آمد و من را بوسید.

They kissed each other.

آنها یکدیگر را بوسیدند.

The man bent down to kiss the child.

مرد خم شد تا کودک را ببوسد.

They were so excited that they kissed and kissed again.

آنها آنقدر هیجان‌زده بودند که بارها و بارها بوسیدند.

face (`kisser' and `smiler' and `mug...

چهره ( `kisser' و `smiler' و `mug...

punched him in the kisser;

او را در کیسر مشت زد؛

Sweetie, let me kiss you.

عزیزم، بذار بهت بوسه بزنم.

she kissed him goodbye, as usual .

او مانند همیشه به او خداحافظی کرد.

نمونه‌های واقعی

Forget it all and kiss me now, aunt.'

همه را فراموش کن و همین حالا من را ببوس، خاله.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

Bending over her bed I kissed her.

خم شدم روی تختش و او را بوسیدم.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

The one was walking around with my first kiss.

او با اولین بوسه من در حال قدم زدن بود.

منبع: Flipped Selected

But kissing really expedites the bacterial blending.

اما بوسیدن واقعاً ترکیب باکتریایی را تسریع می‌کند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation December 2014

The mother gave her baby a kiss.

مادر به نوزادش بوسه داد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Getting baptized just to kiss a girl?

فقط برای بوسیدن یک دختر تعمید گرفتم؟

منبع: Young Sheldon - Season 2

Used to kiss people, alright, now kiss.

عادت داشتم آدم‌ها را می‌بوسیدم، باشه، حالا بوس کن.

منبع: JSM Talks-3

Now come on and give me a kiss.

حالا بیا و به من بوسه بده.

منبع: BBC Animation Workplace

" Can I just get a kiss? " said Nick.

" میشه فقط یه بوسه بگیرم؟" نیک گفت.

منبع: I love phonics.

I will give him the kiss of life.

من به او بوسه حیات خواهم داد.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید