liven

[ایالات متحده]/'laɪv(ə)n/
[بریتانیا]/'laɪvən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (زنده کردن) پرجنب و جوش، فعال؛ چیزی را زنده تر (یا متحرک تر) کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریlivening
زمان گذشتهlivened
قسمت سوم فعلliven
شکل سوم شخص مفردlivens

عبارات و ترکیب‌ها

liven up

احیا کردن

liven the party

احیای مهمانی

liven the atmosphere

احیای فضا

جملات نمونه

liven up the graphics.

طراوت بخشیدن به گرافیک‌ها

liven up a party; a discussion that livened up.

شاد کردن یک مهمانی؛ بحثی که آن را زنده کرد.

Put some music on to liven things up.

برای شاد کردن حال و هوا، کمی موسیقی پخش کنید.

A few pictures would liven up the room.

چند عکس می‌توانند فضا را زنده کنند.

Variety of methods helps to liven up a lesson.

تنوع روش‌ها به زنده کردن یک درس کمک می‌کند.

She livened up when Alan asked her to dance.

وقتی آلن از او خواست رقص کند، او شاد شد.

1、Bold teal paint livens up this cottagey children’s bathroom where it covers a vintage clawfoot tub, old-fashioned sink and walls above crisp white paneling.

1، رنگ سبز دریایی جسورانه، این حمام کودکان با حال و هوای کلبه‌ای را زنده می‌کند، جایی که یک وان پنجه‌ای قدیمی، یک سینک به سبک قدیمی و دیوارهای بالای پنلینگ سفید براق را پوشانده است.

نمونه‌های واقعی

You know, just to liven things up, smiley face.

می‌دانید، فقط برای اینکه فضا را دلپذیر کنیم، ایموجی لبخند.

منبع: Connection Magazine

" This'll liven you up, Padfoot, " said James quietly.

" این شما را دلپذیر می‌کند، پادفوت،" جیمز به آرامی گفت.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Maybe that'll liven up this party.

شاید این باعث شود این مهمانی دلپذیر شود.

منبع: Friends Season 7

That would have livened things up a little, by God.

خدا شانس بده، این کمی فضا را دلپذیر می‌کرد.

منبع: Stephen King on Writing

How I wish something would liven up this already tedious day.

چه آرزویی داشتم که چیزی این روز خسته‌کننده را دلپذیر کند.

منبع: Movie trailer screening room

This helps to support local biodiversity and livens up a living space.

این به حمایت از تنوع زیستی محلی کمک می‌کند و فضای زندگی را دلپذیر می‌کند.

منبع: PBS Interview Environmental Series

It's tempting to liven your afternoons with the same boost of energy.

وسوسه‌انگیز است که با همان افزایش انرژی، بعد از ظهر خود را دلپذیر کنید.

منبع: Science in Life

Well, nothing like a domestic dispute to liven up a pre-op, huh?

خب، هیچ چیز مانند یک اختلاف خانوادگی برای دلپذیر کردن یک عمل جراحی قبل از آن وجود ندارد، نه؟

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Adding some crunch is going to give your salad some texture and liven things up.

اضافه کردن کمی تردی باعث می‌شود سالاد شما کمی بافت داشته باشد و فضا را دلپذیر کند.

منبع: Healthy food

He could remake it, relaunch it, liven it up, pouring all his wiry energy into it.

او می‌توانست آن را دوباره بسازد، دوباره راه اندازی کند، آن را دلپذیر کند و تمام انرژی خود را در آن بریزد.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید