lulled to sleep
خوابیدن به خواب
lulled by the waves
توسط امواج آرام شدن
lulled into a false sense
به احساسی نادرست فرو برده شدن
lulled them to sleep
آنها را به خواب فرو برد
lulled into complacency
به آرامش فرو بردن
lulled by the music
توسط موسیقی آرام شدن
lulled by the sound
توسط صدای آرام شدن
lulled into thinking
به فکر کردن فرو بردن
lulled her to rest
او را به استراحت فرو برد
being lulled
در حال آرام شدن
the baby was lulled to sleep by the gentle rocking of the cradle.
نوزاد با لرزش نرم مهد به خواب رفته بود.
the sound of the rain lulled me into a peaceful state.
صوت باران من را به حالتی آرام و پایدار رساند.
she was lulled into a false sense of security by his charm.
او به دلیل جذابیت او به حس امنیت اشتباهی فرو رفته بود.
the repetitive music lulled the audience into a relaxed mood.
موسیقی تکراری مخاطبان را به حالتی آرام و راحت رساند.
the ocean waves lulled us with their soothing rhythm.
امواج دریا با ریتم آرامش بخش خود ما را فریب داد.
he was lulled by the promise of easy money.
او با وعدهٔ پول آسان فریب گرفته بود.
the warm fire and comfortable chair lulled me into drowsiness.
نار گرم و صندلی راحت من را به خواب فریب داد.
the gentle breeze lulled the garden into a tranquil scene.
باد نرم گوهرگاه را به صحنهای آرام و مهیب تبدیل کرد.
the story lulled them into a world of fantasy.
داستان آنها را به دنیایی خیالپرداز فریب داد.
the monotonous drone of the engine lulled me to sleep.
صوت تکراری موتور من را به خواب فریب داد.
the soft lighting lulled the room into a cozy atmosphere.
نور نرم فضای اتاق را به جویی گرم و دوستداشتنی تبدیل کرد.
lulled to sleep
خوابیدن به خواب
lulled by the waves
توسط امواج آرام شدن
lulled into a false sense
به احساسی نادرست فرو برده شدن
lulled them to sleep
آنها را به خواب فرو برد
lulled into complacency
به آرامش فرو بردن
lulled by the music
توسط موسیقی آرام شدن
lulled by the sound
توسط صدای آرام شدن
lulled into thinking
به فکر کردن فرو بردن
lulled her to rest
او را به استراحت فرو برد
being lulled
در حال آرام شدن
the baby was lulled to sleep by the gentle rocking of the cradle.
نوزاد با لرزش نرم مهد به خواب رفته بود.
the sound of the rain lulled me into a peaceful state.
صوت باران من را به حالتی آرام و پایدار رساند.
she was lulled into a false sense of security by his charm.
او به دلیل جذابیت او به حس امنیت اشتباهی فرو رفته بود.
the repetitive music lulled the audience into a relaxed mood.
موسیقی تکراری مخاطبان را به حالتی آرام و راحت رساند.
the ocean waves lulled us with their soothing rhythm.
امواج دریا با ریتم آرامش بخش خود ما را فریب داد.
he was lulled by the promise of easy money.
او با وعدهٔ پول آسان فریب گرفته بود.
the warm fire and comfortable chair lulled me into drowsiness.
نار گرم و صندلی راحت من را به خواب فریب داد.
the gentle breeze lulled the garden into a tranquil scene.
باد نرم گوهرگاه را به صحنهای آرام و مهیب تبدیل کرد.
the story lulled them into a world of fantasy.
داستان آنها را به دنیایی خیالپرداز فریب داد.
the monotonous drone of the engine lulled me to sleep.
صوت تکراری موتور من را به خواب فریب داد.
the soft lighting lulled the room into a cozy atmosphere.
نور نرم فضای اتاق را به جویی گرم و دوستداشتنی تبدیل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید