lumbered through
به صورت گسیخته از طریق
he lumbered
او به صورت گسیخته حرکت کرد
lumbering along
به صورت گسیخته پیش میرود
lumbered over
به صورت گسیخته روی آن گذشت
they lumbered
آنها به صورت گسیخته حرکت کردند
lumbered past
به صورت گسیخته گذشتند
lumbering forward
به صورت گسیخته به جلو حرکت میکند
lumbered around
به صورت گسیخته در اطراف حرکت کرد
lumbered heavily
به صورت گسیخته و سنگین حرکت کرد
lumbered up
به صورت گسیخته بالا رفت
the hiker lumbered up the steep trail, exhausted.
تکیهگر روی مسیر شیبدار با خستگی بالا رفت.
he lumbered into the room, carrying a heavy box.
او با حمل یک جعبه سنگین به اتاق وارد شد.
the old bear lumbered across the forest floor.
نر شیر قدیمی روی زمین جنگل با خیلی سستی حرکت کرد.
the company lumbered through a period of slow growth.
شرکت با رشد کندی گذشت.
she lumbered around the store, comparing prices.
او در فروشگاه با مقایسه قیمتها حرکت کرد.
the elephant lumbered towards the watering hole.
فیل به سمت چاه آب حرکت کرد.
he lumbered out of bed, feeling stiff and sore.
او از تخت بیرون آمد و احساس سختی و درد داشت.
the tired worker lumbered home after a long shift.
کارگر خسته پس از یک شیفت طولانی به خانه رفت.
the ancient ship lumbered slowly into the harbor.
کشتی قدیمی به آرامی به بندر وارد شد.
the horse lumbered along the muddy path.
اسب روی مسیر لایلایه حرکت کرد.
the teenager lumbered through the house, searching for his phone.
نوجوان در خانه به دنبال تلفن خود حرکت کرد.
lumbered through
به صورت گسیخته از طریق
he lumbered
او به صورت گسیخته حرکت کرد
lumbering along
به صورت گسیخته پیش میرود
lumbered over
به صورت گسیخته روی آن گذشت
they lumbered
آنها به صورت گسیخته حرکت کردند
lumbered past
به صورت گسیخته گذشتند
lumbering forward
به صورت گسیخته به جلو حرکت میکند
lumbered around
به صورت گسیخته در اطراف حرکت کرد
lumbered heavily
به صورت گسیخته و سنگین حرکت کرد
lumbered up
به صورت گسیخته بالا رفت
the hiker lumbered up the steep trail, exhausted.
تکیهگر روی مسیر شیبدار با خستگی بالا رفت.
he lumbered into the room, carrying a heavy box.
او با حمل یک جعبه سنگین به اتاق وارد شد.
the old bear lumbered across the forest floor.
نر شیر قدیمی روی زمین جنگل با خیلی سستی حرکت کرد.
the company lumbered through a period of slow growth.
شرکت با رشد کندی گذشت.
she lumbered around the store, comparing prices.
او در فروشگاه با مقایسه قیمتها حرکت کرد.
the elephant lumbered towards the watering hole.
فیل به سمت چاه آب حرکت کرد.
he lumbered out of bed, feeling stiff and sore.
او از تخت بیرون آمد و احساس سختی و درد داشت.
the tired worker lumbered home after a long shift.
کارگر خسته پس از یک شیفت طولانی به خانه رفت.
the ancient ship lumbered slowly into the harbor.
کشتی قدیمی به آرامی به بندر وارد شد.
the horse lumbered along the muddy path.
اسب روی مسیر لایلایه حرکت کرد.
the teenager lumbered through the house, searching for his phone.
نوجوان در خانه به دنبال تلفن خود حرکت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید