many-tongued diplomats
دیپلماتهای چندزبان
many-tongued speaker
سخنران چندزبان
being many-tongued
چندزبان بودن
many-tongued lies
دروغهای چندزبان
many-tongued praise
تعریفهای چندزبان
was many-tongued
چندزبان بود
many-tongued arguments
حُجَج چندزبان
many-tongued chatter
گوشهگویی چندزبان
many-tongued discourse
گفتوگوی چندزبان
proving many-tongued
ثابت کردن چندزبان بودن
the many-tongued diplomat skillfully negotiated the treaty.
دیپلمات چندزبان به خوبی قرارداد را مذاکره کرد.
the city was a melting pot of cultures, a truly many-tongued place.
این شهر یک گوشه گرمازدای فرهنگها بود، واقعاً یک جای چندزبانه بود.
he was a many-tongued scholar, fluent in five languages.
وی یک دانشمند چندزبان بود، به پنج زبان مسلط بود.
the marketplace buzzed with the sounds of a many-tongued crowd.
بازار با صدای گروهی چندزبانه پر از فعالیت بود.
the many-tongued tour guide effortlessly switched between languages.
راهنما چندزبان بدون هیچ مشکلی بین زبانها تغییر میکرد.
the research project required a many-tongued team of linguists.
پروژه تحقیقاتی نیاز به یک تیم چندزبانه از زبانشناسها داشت.
the ancient library contained texts in many-tongued scripts.
کتابخانه باستانی متنهایی در نوشتههای چندزبانه داشت.
the company sought a many-tongued customer service representative.
شرکت به دنبال نماینده چندزبانه خدمات مشتریان بود.
the online forum was a vibrant, many-tongued community.
این форум آنلاین یک جامعه چندزبانه و پویا بود.
the spy's many-tongued abilities proved invaluable to the mission.
تواناییهای چندزبانه این کارآگاه برای مأموریت بسیار ارزشمند ثابت شد.
the university celebrated its many-tongued student body.
دانشگاه جمعیت دانشجویان چندزبانه خود را جشن گرفت.
many-tongued diplomats
دیپلماتهای چندزبان
many-tongued speaker
سخنران چندزبان
being many-tongued
چندزبان بودن
many-tongued lies
دروغهای چندزبان
many-tongued praise
تعریفهای چندزبان
was many-tongued
چندزبان بود
many-tongued arguments
حُجَج چندزبان
many-tongued chatter
گوشهگویی چندزبان
many-tongued discourse
گفتوگوی چندزبان
proving many-tongued
ثابت کردن چندزبان بودن
the many-tongued diplomat skillfully negotiated the treaty.
دیپلمات چندزبان به خوبی قرارداد را مذاکره کرد.
the city was a melting pot of cultures, a truly many-tongued place.
این شهر یک گوشه گرمازدای فرهنگها بود، واقعاً یک جای چندزبانه بود.
he was a many-tongued scholar, fluent in five languages.
وی یک دانشمند چندزبان بود، به پنج زبان مسلط بود.
the marketplace buzzed with the sounds of a many-tongued crowd.
بازار با صدای گروهی چندزبانه پر از فعالیت بود.
the many-tongued tour guide effortlessly switched between languages.
راهنما چندزبان بدون هیچ مشکلی بین زبانها تغییر میکرد.
the research project required a many-tongued team of linguists.
پروژه تحقیقاتی نیاز به یک تیم چندزبانه از زبانشناسها داشت.
the ancient library contained texts in many-tongued scripts.
کتابخانه باستانی متنهایی در نوشتههای چندزبانه داشت.
the company sought a many-tongued customer service representative.
شرکت به دنبال نماینده چندزبانه خدمات مشتریان بود.
the online forum was a vibrant, many-tongued community.
این форум آنلاین یک جامعه چندزبانه و پویا بود.
the spy's many-tongued abilities proved invaluable to the mission.
تواناییهای چندزبانه این کارآگاه برای مأموریت بسیار ارزشمند ثابت شد.
the university celebrated its many-tongued student body.
دانشگاه جمعیت دانشجویان چندزبانه خود را جشن گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید