markable

[ایالات متحده]/ˈmɑːkəbl/
[بریتانیا]/ˈmɑːrkəbl/

ترجمه

adj. قابل علامت گذاری یا دارای توانایی علامت گذاری شدن

عبارات و ترکیب‌ها

quite remarkable

خیلی عجیب

truly remarkable

واقعا عجیب

a remarkable

یک چیز عجیب

really remarkable

واقعا عجیب

جملات نمونه

the professor highlighted several markable points during the lecture.

پروفسور در طول درس چند نکته قابل توجه را برجسته کرد.

this discovery represents a markable breakthrough in medical research.

این کشف یک پیشرفت قابل توجه در تحقیقات پزشکی را نمایان می‌کند.

there has been a markable improvement in the student's performance.

عملکرد دانش‌آموز به طور قابل توجهی بهبود یافته است.

the artist created a markable masterpiece that captivated audiences.

هنرمند یک اثر برجسته ایجاد کرد که مخاطبان را جذب کرد.

the company showed a markable increase in quarterly profits.

شرکت افزایش قابل توجهی در سودهای فصلی نشان داد.

her recovery from the illness was truly markable.

recoverی او از بیماری واقعاً قابل توجه بود.

the new policy brought about a markable change in employee satisfaction.

سیاست جدید تغییر قابل توجهی در رضایت کارکنان ایجاد کرد.

the scientist noted a markable difference in the experimental results.

دانشمند تفاوت قابل توجهی در نتایج آزمایشی را یادداشت کرد.

his dedication to the craft is truly markable.

پایبندی او به هنر واقعاً قابل توجه است.

the film contains several markable scenes that viewers remember.

فیلم چند صحنه قابل توجه دارد که مخاطبان آن را به یاد می‌آورند.

the team's victory was a markable achievement in their history.

پیروزی تیم یک دستاورد قابل توجه در تاریخ آنها بود.

the architect incorporated markable features into the building's design.

معمار ویژگی‌های قابل توجهی را در طراحی ساختمان ادغام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید