mishandling

[ایالات متحده]/'mis'hændliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوء مدیریت - عمل نادرست یا نقض مقررات.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریmishandling

جملات نمونه

The mishandling of sensitive information led to a security breach.

مدیریت نامناسب اطلاعات حساس منجر به نقض امنیتی شد.

Mishandling of evidence can jeopardize the outcome of a trial.

مدیریت نامناسب مدارک می‌تواند نتیجه یک دادگاه را به خطر اندازد.

The mishandling of hazardous materials can have serious consequences.

مدیریت نامناسب مواد خطرناک می‌تواند عواقب جدی داشته باشد.

Mishandling of funds is considered a serious offense in many organizations.

مدیریت نامناسب وجوه در بسیاری از سازمان‌ها به عنوان یک جرم جدی تلقی می‌شود.

The mishandling of a delicate situation can escalate tensions.

مدیریت نامناسب یک وضعیت حساس می‌تواند باعث افزایش تنش‌ها شود.

Mishandling of delicate equipment can result in costly repairs.

مدیریت نامناسب تجهیزات حساس می‌تواند منجر به تعمیرات پرهزینه شود.

Mishandling of customer complaints can damage a company's reputation.

مدیریت نامناسب شکایات مشتریان می‌تواند به شهرت یک شرکت آسیب برساند.

The mishandling of a crisis can lead to further complications.

مدیریت نامناسب یک بحران می‌تواند منجر به پیچیدگی‌های بیشتر شود.

Mishandling of a fragile object can result in breakage.

مدیریت نامناسب یک شیء شکننده می‌تواند منجر به شکستگی شود.

The mishandling of a delicate negotiation can derail the entire process.

مدیریت نامناسب یک مذاکره حساس می‌تواند کل فرآیند را به هم بزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید