mourned deeply
به شدت اندوهگین بودند
mourned together
با هم عزادار بودند
mourned silently
به طور خاموش عزادار بودند
mourned publicly
به طور علنی عزادار بودند
mourned his loss
مرگ او را سوگواری کردند
mourned her passing
درگذشت او را سوگواری کردند
mourned the dead
درگذشتگان را سوگواری کردند
mourned in silence
در سکوت عزادار بودند
mourned with tears
با اشک عزادار بودند
mourned for years
سالها عزادار بودند
they mourned the loss of their beloved pet.
آنها بر فقدان حیوان خانگی مورد علاقه خود اندوهگین بودند.
the community mourned the passing of their leader.
جامعه بر مرگ رهبرشان سوگوار بود.
she mourned the end of their relationship.
او بر پایان رابطه آنها اندوهگین بود.
he mourned the loss of his childhood home.
او بر از دست دادن خانه دوران کودکی خود اندوهگین بود.
they mourned together at the memorial service.
آنها در مراسم یادبود با هم سوگوار بودند.
the nation mourned the tragedy that struck.
کشور بر فاجعهای که رخ داد سوگوار بود.
friends mourned the sudden death of their companion.
دوستان بر مرگ ناگهانی یار خود سوگوار بودند.
she mourned the loss of her dreams.
او بر از دست دادن رویاهایش اندوهگین بود.
they mourned in silence, reflecting on their memories.
آنها در سکوت سوگواری کردند و به خاطرات خود فکر کردند.
the family mourned their loved one with heavy hearts.
خانواده با قلبهای سنگین بر مرگ عزیزانشان سوگواری کردند.
mourned deeply
به شدت اندوهگین بودند
mourned together
با هم عزادار بودند
mourned silently
به طور خاموش عزادار بودند
mourned publicly
به طور علنی عزادار بودند
mourned his loss
مرگ او را سوگواری کردند
mourned her passing
درگذشت او را سوگواری کردند
mourned the dead
درگذشتگان را سوگواری کردند
mourned in silence
در سکوت عزادار بودند
mourned with tears
با اشک عزادار بودند
mourned for years
سالها عزادار بودند
they mourned the loss of their beloved pet.
آنها بر فقدان حیوان خانگی مورد علاقه خود اندوهگین بودند.
the community mourned the passing of their leader.
جامعه بر مرگ رهبرشان سوگوار بود.
she mourned the end of their relationship.
او بر پایان رابطه آنها اندوهگین بود.
he mourned the loss of his childhood home.
او بر از دست دادن خانه دوران کودکی خود اندوهگین بود.
they mourned together at the memorial service.
آنها در مراسم یادبود با هم سوگوار بودند.
the nation mourned the tragedy that struck.
کشور بر فاجعهای که رخ داد سوگوار بود.
friends mourned the sudden death of their companion.
دوستان بر مرگ ناگهانی یار خود سوگوار بودند.
she mourned the loss of her dreams.
او بر از دست دادن رویاهایش اندوهگین بود.
they mourned in silence, reflecting on their memories.
آنها در سکوت سوگواری کردند و به خاطرات خود فکر کردند.
the family mourned their loved one with heavy hearts.
خانواده با قلبهای سنگین بر مرگ عزیزانشان سوگواری کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید