grieved

[ایالات متحده]/ɡriːvd/
[بریتانیا]/ɡriːvd/

ترجمه

adj. احساس غم یا اندوه
v. گذشته از grieve: احساس غم عمیق

عبارات و ترکیب‌ها

grieved deeply

عمیقاً متاسف شد

she grieved

او متاسف شد

grieved loss

متاسف از دست دادن

he grieved over

او بر روی... متاسف شد

they grieved greatly

آنها بسیار متاسف شدند

grieved silence

سکوت غمگین

grieved expression

حالت غمگین

جملات نمونه

the family grieved over the loss of their beloved pet.

خانواده بر فقدان حیوان خانگی مورد علاقه خود اندوهگین بودند.

she grieved deeply at the news of her friend's illness.

او در شنیدن خبر بیماری دوستش عمیقاً اندوهگین بود.

he grieved the passing of his grandfather, a wise and kind man.

او بر فوت پدربزرگش، مردی خردمند و مهربان، اندوهگین بود.

the town grieved the tragic accident that took many lives.

شهر بر حادثه ای که جان های زیادی را گرفت، اندوهگین بود.

they grieved the destruction of the historic building by the fire.

آنها بر تخریب ساختمان تاریخی توسط آتش سوختگی اندوهگین بودند.

the nation grieved with the victims' families after the disaster.

ملت پس از فاجعه با خانواده های قربانیان اندوهگین بود.

i grieved the decision to cancel the concert due to the weather.

من به دلیل شرایط آب و هوایی بر تصمیم به لغو کنسرت اندوهگین شدم.

the team grieved their defeat in the championship game.

تیم بر شکست خود در بازی قهرمانی اندوهگین بود.

the audience grieved the actor's sudden retirement from the stage.

تماشاچیان بر بازنشستگی ناگهانی بازیگر از صحنه اندوهگین بودند.

she grieved the end of their relationship, a painful experience.

او بر پایان رابطه آنها اندوهگین بود، تجربه ای دردناک.

we grieved the news of the company's closure after so many years.

ما بر خبر تعطیلی شرکت پس از سال ها اندوهگین بودیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید