nags

[ایالات متحده]/næɡz/
[بریتانیا]/næɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتقاد مداوم یا شکایات در مورد کسی؛ آزار یا آسیب مداوم به کسی؛ شکایات بی‌پایان
v. به طور مداوم در مورد کسی انتقاد کردن یا شکایت کردن؛ به طور مکرر آزار یا آسیب رساندن به کسی؛ به طور بی‌پایان شکایت کردن؛ به طور مکرر به کسی اتهام زدن

عبارات و ترکیب‌ها

nags at

اذیت می‌کند

nags me

اذیت می‌کند مرا

nags you

اذیت می‌کند شما را

nags him

اذیت می‌کند او را

nags her

اذیت می‌کند او را

always nags

همیشه اذیت می‌کند

nags about

در مورد اذیت می‌کند

nags constantly

به طور مداوم اذیت می‌کند

nags away

اذیت می‌کند و دور می‌کند

nags on

اذیت می‌کند و ادامه می‌دهد

جملات نمونه

the coach nags the players to improve their skills.

مربی بازیکنان را تشویق می‌کند تا مهارت‌های خود را بهبود بخشند.

my mother always nags me about cleaning my room.

مادرم همیشه به من در مورد تمیز کردن اتاقم غر می‌زند.

she nags her husband to exercise more.

او شوهرش را تشویق می‌کند بیشتر ورزش کند.

he doesn't like it when his friends nag him about his job.

او نمی‌پسندد وقتی دوستانش در مورد شغلش به او غر می‌زنند.

the teacher nags the students to submit their assignments on time.

معلم از دانش‌آموزان می‌خواهد تکالیف خود را به موقع تحویل دهند.

don't nag me about my eating habits.

در مورد عادات غذایی من به من غر نزن.

her constant nagging made him feel stressed.

غرغرهای مداوم او باعث شد او احساس استرس کند.

he always nags his sister to be more responsible.

او همیشه به خواهرش می‌گوید مسئولیت بیشتری به عهده بگیرد.

the boss nags the team to meet the deadline.

مدیر به تیم می‌گوید مهلت مقرر را رعایت کند.

she hates it when people nag her about her decisions.

او از اینکه مردم در مورد تصمیماتش به او غر بزنند متنفر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید