nags at
اذیت میکند
nags me
اذیت میکند مرا
nags you
اذیت میکند شما را
nags him
اذیت میکند او را
nags her
اذیت میکند او را
always nags
همیشه اذیت میکند
nags about
در مورد اذیت میکند
nags constantly
به طور مداوم اذیت میکند
nags away
اذیت میکند و دور میکند
nags on
اذیت میکند و ادامه میدهد
the coach nags the players to improve their skills.
مربی بازیکنان را تشویق میکند تا مهارتهای خود را بهبود بخشند.
my mother always nags me about cleaning my room.
مادرم همیشه به من در مورد تمیز کردن اتاقم غر میزند.
she nags her husband to exercise more.
او شوهرش را تشویق میکند بیشتر ورزش کند.
he doesn't like it when his friends nag him about his job.
او نمیپسندد وقتی دوستانش در مورد شغلش به او غر میزنند.
the teacher nags the students to submit their assignments on time.
معلم از دانشآموزان میخواهد تکالیف خود را به موقع تحویل دهند.
don't nag me about my eating habits.
در مورد عادات غذایی من به من غر نزن.
her constant nagging made him feel stressed.
غرغرهای مداوم او باعث شد او احساس استرس کند.
he always nags his sister to be more responsible.
او همیشه به خواهرش میگوید مسئولیت بیشتری به عهده بگیرد.
the boss nags the team to meet the deadline.
مدیر به تیم میگوید مهلت مقرر را رعایت کند.
she hates it when people nag her about her decisions.
او از اینکه مردم در مورد تصمیماتش به او غر بزنند متنفر است.
nags at
اذیت میکند
nags me
اذیت میکند مرا
nags you
اذیت میکند شما را
nags him
اذیت میکند او را
nags her
اذیت میکند او را
always nags
همیشه اذیت میکند
nags about
در مورد اذیت میکند
nags constantly
به طور مداوم اذیت میکند
nags away
اذیت میکند و دور میکند
nags on
اذیت میکند و ادامه میدهد
the coach nags the players to improve their skills.
مربی بازیکنان را تشویق میکند تا مهارتهای خود را بهبود بخشند.
my mother always nags me about cleaning my room.
مادرم همیشه به من در مورد تمیز کردن اتاقم غر میزند.
she nags her husband to exercise more.
او شوهرش را تشویق میکند بیشتر ورزش کند.
he doesn't like it when his friends nag him about his job.
او نمیپسندد وقتی دوستانش در مورد شغلش به او غر میزنند.
the teacher nags the students to submit their assignments on time.
معلم از دانشآموزان میخواهد تکالیف خود را به موقع تحویل دهند.
don't nag me about my eating habits.
در مورد عادات غذایی من به من غر نزن.
her constant nagging made him feel stressed.
غرغرهای مداوم او باعث شد او احساس استرس کند.
he always nags his sister to be more responsible.
او همیشه به خواهرش میگوید مسئولیت بیشتری به عهده بگیرد.
the boss nags the team to meet the deadline.
مدیر به تیم میگوید مهلت مقرر را رعایت کند.
she hates it when people nag her about her decisions.
او از اینکه مردم در مورد تصمیماتش به او غر بزنند متنفر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید