overspender

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈspendə(r)/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈspɛndər/

ترجمه

n. شخصی که بیشتر از آنچه باید یا توانایی پرداخت آن را دارد، هزینه می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

compulsive overspender

هزینه کننده اجباری

impulsive overspender

هزینه کننده تکانشی

emotional overspender

هزینه کننده احساسی

habitual overspender

هزینه کننده عادتی

chronic overspender

هزینه کننده مزمن

serial overspender

هزینه کننده سریالی

retail therapy overspender

هزینه کننده درمان خرده فروشی

reckless overspender

هزینه کننده بی‌پروا

جملات نمونه

she is a chronic overspender who accumulates credit card debt every month.

او یک خرج‌کننده مزمن است که هر ماه بدهی کارت اعتباری انباشته می‌کند.

the overspender struggled to save money despite earning a six-figure salary.

خرج‌کننده با وجود داشتن حقوق شش رقمی، برای پس‌انداز کردن دچار مشکل شد.

financial advisors often warn about the dangers of becoming an overspender.

مشاوران مالی اغلب در مورد خطرات تبدیل شدن به یک خرج‌کننده هشدار می‌دهند.

his friends teased him for being an overspender at the holiday sales.

دوستانش او را به خاطر خرج کردن زیاد در حین فروش تعطیلات مسخره می‌کردند.

the overspender regretted her impulsive purchases after seeing her bank statement.

خرج‌کننده پس از دیدن صورت حساب بانکی خود، خریدهای تکانه‌ای خود را پشیمان بود.

many overspenders find it difficult to stick to a budget.

بسیاری از خرج‌کنندگان، پایبند ماندن به یک بودجه را دشوار می‌دانند.

she realized she had become an overspender when her savings account reached zero.

او متوجه شد که به یک خرج‌کننده تبدیل شده است وقتی حساب پس‌انداز او به صفر رسید.

an overspender typically prioritizes instant gratification over long-term financial security.

یک خرج‌کننده معمولاً لذت فوری را بر امنیت مالی بلندمدت اولویت می‌دهد.

the reformed overspender now tracks every expense carefully.

خرج‌کننده که اصلاح شده است، اکنون با دقت تمام هزینه‌ها را پیگیری می‌کند.

marketing campaigns often target overspenders with limited willpower.

کمپین‌های بازاریابی اغلب خرج‌کنندگان با اراده محدود را هدف قرار می‌دهند.

being an overspender can lead to significant stress and relationship problems.

خرج کردن زیاد می‌تواند منجر به استرس و مشکلات رابطه قابل توجهی شود.

the overspender took out a loan to consolidate her mounting debts.

خرج‌کننده برای ادغام بدهی‌های فزاینده خود، وام گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید