pettyly complained
خیانته کردن به طرز کوچک
pettyly argued
با خیانته کردن به طرز کوچک
pettyly criticized
به طرز کوچک انتقاد کردن
pettyly objected
به طرز کوچک اعتراض کردن
pettyly refused
به طرز کوچک پذیرفتن نکردن
acting pettyly
به طرز کوچک رفتار کردن
behaving pettyly
به طرز کوچک رفتار کردن
pettyly jealous
به طرز کوچک حسودی کردن
pettyly resented
به طرز کوچک نفرت کردن
he pettyly complained about the temperature of his coffee.
او به طرز بسیار کوچکپسندانهای درباره دمای قهوهاش شکایت کرد.
she pettyly refused to return the book she had borrowed.
او به طرز بسیار کوچکپسندانهای به بازگرداندن کتابی که از آن قرض گرفته بود، امتناع کرد.
the manager pettyly argued over a few dollars in the budget.
مدیر به طرز بسیار کوچکپسندانهای در مورد چند دلار در بودجه میخواست بحث کند.
they pettyly argued about whose turn it was to drive.
آنها به طرز بسیار کوچکپسندانهای درباره نوبت رانندگی میخواستند بحث کنند.
he pettyly deleted all their photos after the argument.
او به طرز بسیار کوچکپسندانهای پس از بحث تمام عکسهای آنها را حذف کرد.
she pettyly pointed out a minor error in his presentation.
او به طرز بسیار کوچکپسندانهای یک خطا کوچک در ارائهاش را اشاره کرد.
the neighbors pettyly argued about the boundary line of their properties.
همسایهها به طرز بسیار کوچکپسندانهای درباره خط مرزی ملکهایشان بحث کردند.
he pettyly ignored his colleague during the entire meeting.
او به طرز بسیار کوچکپسندانهای در طول کل جلسه همکارش را نادیده گرفت.
she pettyly reminded him of the time he forgot their anniversary.
او به طرز بسیار کوچکپسندانهای او را به زمانی که فراموش کرده بود آنها را به یاد آورد.
the reviewer pettyly criticized the movie for its historical inaccuracies.
بازبین به طرز بسیار کوچکپسندانهای به دلیل نادرستیهای تاریخی فیلم، آن را انتقاد کرد.
he pettyly demanded a refund for the slightly crushed box.
او به طرز بسیار کوچکپسندانهای برای جعبهای که کمی فروروبیده بود، خواستار بازگشت پول شد.
she pettyly told him to stop talking so loudly.
او به طرز بسیار کوچکپسندانهای از او خواست تا کمتر با صدای بلند صحبت کند.
they pettyly fought over who received the most credit.
آنها به طرز بسیار کوچکپسندانهای درباره اینکه چه کسی بیشترین تقدیر را دریافت کرده است، جنگیدند.
pettyly complained
خیانته کردن به طرز کوچک
pettyly argued
با خیانته کردن به طرز کوچک
pettyly criticized
به طرز کوچک انتقاد کردن
pettyly objected
به طرز کوچک اعتراض کردن
pettyly refused
به طرز کوچک پذیرفتن نکردن
acting pettyly
به طرز کوچک رفتار کردن
behaving pettyly
به طرز کوچک رفتار کردن
pettyly jealous
به طرز کوچک حسودی کردن
pettyly resented
به طرز کوچک نفرت کردن
he pettyly complained about the temperature of his coffee.
او به طرز بسیار کوچکپسندانهای درباره دمای قهوهاش شکایت کرد.
she pettyly refused to return the book she had borrowed.
او به طرز بسیار کوچکپسندانهای به بازگرداندن کتابی که از آن قرض گرفته بود، امتناع کرد.
the manager pettyly argued over a few dollars in the budget.
مدیر به طرز بسیار کوچکپسندانهای در مورد چند دلار در بودجه میخواست بحث کند.
they pettyly argued about whose turn it was to drive.
آنها به طرز بسیار کوچکپسندانهای درباره نوبت رانندگی میخواستند بحث کنند.
he pettyly deleted all their photos after the argument.
او به طرز بسیار کوچکپسندانهای پس از بحث تمام عکسهای آنها را حذف کرد.
she pettyly pointed out a minor error in his presentation.
او به طرز بسیار کوچکپسندانهای یک خطا کوچک در ارائهاش را اشاره کرد.
the neighbors pettyly argued about the boundary line of their properties.
همسایهها به طرز بسیار کوچکپسندانهای درباره خط مرزی ملکهایشان بحث کردند.
he pettyly ignored his colleague during the entire meeting.
او به طرز بسیار کوچکپسندانهای در طول کل جلسه همکارش را نادیده گرفت.
she pettyly reminded him of the time he forgot their anniversary.
او به طرز بسیار کوچکپسندانهای او را به زمانی که فراموش کرده بود آنها را به یاد آورد.
the reviewer pettyly criticized the movie for its historical inaccuracies.
بازبین به طرز بسیار کوچکپسندانهای به دلیل نادرستیهای تاریخی فیلم، آن را انتقاد کرد.
he pettyly demanded a refund for the slightly crushed box.
او به طرز بسیار کوچکپسندانهای برای جعبهای که کمی فروروبیده بود، خواستار بازگشت پول شد.
she pettyly told him to stop talking so loudly.
او به طرز بسیار کوچکپسندانهای از او خواست تا کمتر با صدای بلند صحبت کند.
they pettyly fought over who received the most credit.
آنها به طرز بسیار کوچکپسندانهای درباره اینکه چه کسی بیشترین تقدیر را دریافت کرده است، جنگیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید