pettyly

[ایالات متحده]//ˈpet.ɪ.li//
[بریتانیا]//ˈpet̬.i.li//

ترجمه

adv. به گونه‌ای کوچک‌روی یا خودخواه؛ با نگرش بیش از حد به جزئیات کوچک و غیرمهم؛ به گونه‌ای کوچک‌روی یا خودخواه؛ به گونه‌ای بخل‌آور یا کم‌روی.

عبارات و ترکیب‌ها

pettyly complained

خیانته کردن به طرز کوچک

pettyly argued

با خیانته کردن به طرز کوچک

pettyly criticized

به طرز کوچک انتقاد کردن

pettyly objected

به طرز کوچک اعتراض کردن

pettyly refused

به طرز کوچک پذیرفتن نکردن

acting pettyly

به طرز کوچک رفتار کردن

behaving pettyly

به طرز کوچک رفتار کردن

pettyly jealous

به طرز کوچک حسودی کردن

pettyly resented

به طرز کوچک نفرت کردن

جملات نمونه

he pettyly complained about the temperature of his coffee.

او به طرز بسیار کوچک‌پسندانه‌ای درباره دمای قهوه‌اش شکایت کرد.

she pettyly refused to return the book she had borrowed.

او به طرز بسیار کوچک‌پسندانه‌ای به بازگرداندن کتابی که از آن قرض گرفته بود، امتناع کرد.

the manager pettyly argued over a few dollars in the budget.

مدیر به طرز بسیار کوچک‌پسندانه‌ای در مورد چند دلار در بودجه می‌خواست بحث کند.

they pettyly argued about whose turn it was to drive.

آن‌ها به طرز بسیار کوچک‌پسندانه‌ای درباره نوبت رانندگی می‌خواستند بحث کنند.

he pettyly deleted all their photos after the argument.

او به طرز بسیار کوچک‌پسندانه‌ای پس از بحث تمام عکس‌های آن‌ها را حذف کرد.

she pettyly pointed out a minor error in his presentation.

او به طرز بسیار کوچک‌پسندانه‌ای یک خطا کوچک در ارائه‌اش را اشاره کرد.

the neighbors pettyly argued about the boundary line of their properties.

همسایه‌ها به طرز بسیار کوچک‌پسندانه‌ای درباره خط مرزی ملک‌هایشان بحث کردند.

he pettyly ignored his colleague during the entire meeting.

او به طرز بسیار کوچک‌پسندانه‌ای در طول کل جلسه همکارش را نادیده گرفت.

she pettyly reminded him of the time he forgot their anniversary.

او به طرز بسیار کوچک‌پسندانه‌ای او را به زمانی که فراموش کرده بود آن‌ها را به یاد آورد.

the reviewer pettyly criticized the movie for its historical inaccuracies.

بازبین به طرز بسیار کوچک‌پسندانه‌ای به دلیل نادرستی‌های تاریخی فیلم، آن را انتقاد کرد.

he pettyly demanded a refund for the slightly crushed box.

او به طرز بسیار کوچک‌پسندانه‌ای برای جعبه‌ای که کمی فروروبیده بود، خواستار بازگشت پول شد.

she pettyly told him to stop talking so loudly.

او به طرز بسیار کوچک‌پسندانه‌ای از او خواست تا کمتر با صدای بلند صحبت کند.

they pettyly fought over who received the most credit.

آن‌ها به طرز بسیار کوچک‌پسندانه‌ای درباره اینکه چه کسی بیشترین تقدیر را دریافت کرده است، جنگیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید