magnanimously

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور سخاوتمندانه و نجیبانه

عبارات و ترکیب‌ها

act magnanimously

عمل با سخاوت

جملات نمونه

He magnanimously forgave his friend for the mistake.

او با بزرگواری دوست خود را برای اشتباه بخشید.

She magnanimously donated a large sum of money to the charity.

او با سخاوت مبلغ زیادی را به خیریه اهدا کرد.

The leader magnanimously accepted the apology from the opposing party.

رهبر با بزرگواری عذرخواهی حزب رقیب را پذیرفت.

They magnanimously offered their help to those in need.

آنها با بزرگواری کمک خود را به نیازمندان پیشنهاد کردند.

The billionaire magnanimously funded the construction of a new hospital.

میلیاردر با سخاوت ساخت بیمارستان جدید را تامین مالی کرد.

She magnanimously shared her success with her team.

او با بزرگواری موفقیت خود را با تیمش به اشتراک گذاشت.

He magnanimously accepted the criticism and worked on improving himself.

او انتقاد را پذیرفت و با بزرگواری روی بهبود خود کار کرد.

The company magnanimously compensated the customers for the inconvenience caused.

شرکت با سخاوت مشتریان را برای ناراحتی ایجاد شده جبران کرد.

The teacher magnanimously praised the students for their hard work.

معلم با بزرگواری از تلاش سخت دانش آموزان تقدیر کرد.

She magnanimously offered her seat to the elderly lady on the bus.

او با بزرگواری صندلی خود را به بانوی مسن در اتوبوس پیشنهاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید