stingily

[ایالات متحده]/[ˈstɪŋɪli]/
[بریتانیا]/[ˈstɪŋɪli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی خسیس یا کنجکانه؛ اکراه در خرج کردن پول؛ به صورت کم‌مصرف؛ با صرفه‌.

عبارات و ترکیب‌ها

stingily spent

به‌خلانه خرج کرد

living stingily

زندگی به‌خلانه کردن

stingily hoarding

به‌خلانه انباشتن

stingily gave

به‌خلانه بخشید

stingily refusing

به‌خلانه امتناع کردن

stingily saving

به‌خلانه پس‌انداز کردن

stingily guarded

به‌خلانه محافظت کردن

stingily withholding

به‌خلانه بازدارند

stingily rationing

به‌خلانه تقسیم کردن

stingily sharing

به‌خلانه تقسیم کردن

جملات نمونه

he stingily guarded his collection of rare stamps.

او با طمع، مجموعه تمبرهای کمیاب خود را حفظ کرد.

the stingily wealthy businessman refused to donate to charity.

آن تاجر ثروتمند که طمع داشت از کمک به خیریه امتناع کرد.

she stingily shared her delicious homemade cookies with everyone.

او با طمع، شیرینی‌های خانگی خوشمزه‌اش را با همه به اشتراک گذاشت.

he stingily held onto the last piece of cake.

او با طمع، آخرین تکه کیک را نگه داشت.

the stingily miserly landlord raised the rent.

ملک‌دار طمعکار اجاره را افزایش داد.

they stingily spent their vacation money on souvenirs.

آنها با طمع، پول تعطیلات خود را برای سوغاتی خریدند.

the stingily careful shopper compared prices meticulously.

خریدار با دقت و طمع، قیمت‌ها را با دقت مقایسه کرد.

he stingily offered a small tip at the restaurant.

او با طمع، در رستوران انعام کمی داد.

she stingily rationed the remaining food supplies.

او با طمع، غذای باقی‌مانده را تقسیم کرد.

the stingily frugal professor reused paper constantly.

استاد طمعکار و صرفه‌جوی، کاغذ را به طور مداوم دوباره استفاده می‌کرد.

he stingily refused to lend me his car.

او با طمع، از قرض دادن ماشینش به من امتناع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید