plagued

[ایالات متحده]/[ˈplɛɡd]/
[بریتانیا]/[ˈplɛɡd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور مکرر یا پایدار درگیر یا تحت تأثیر قرار گرفته.
v. کسی یا چیزی را به طور مکرر درگیر یا تحت تأثیر قرار دادن؛ به طور مداوم توسط چیزی درگیر شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

plagued by doubts

به شک و تردید مبتلا بود

plagued with problems

با مشکلاتی مبتلا بود

plagued his mind

ذهنش را مبتلا کرد

plagued the system

سیستم را مبتلا کرد

plagued by guilt

به خطا مبتلا بود

plagued the area

این منطقه را مبتلا کرد

being plagued

مبتلا شدن

plagued his sleep

خوابش را مبتلا کرد

plagued the project

پروژه را مبتلا کرد

plagued his efforts

تلاش‌هایش را مبتلا کرد

جملات نمونه

the city was plagued by a series of robberies.

شهر توسط یک سری رانش‌های جادویی درگیر شد.

he was plagued by self-doubt throughout his career.

او در طول کاریِ خود توسط شک در خود درگیر شد.

the project was plagued by delays and budget cuts.

پروژه توسط تاخیرات و کاهش بودجه درگیر شد.

the old house was plagued by persistent leaks.

خانه قدیمی توسط نشت‌های مداوم درگیر شد.

the software is plagued by numerous bugs.

نرم‌افزار توسط تعداد زیادی باگ درگیر شد.

the region is plagued by poverty and unemployment.

این منطقه توسط فقر و بیکاری درگیر شد.

the team was plagued by injuries throughout the season.

تیم در طول فصل توسط آسیب‌های جسمی درگیر شد.

the company was plagued by negative publicity.

شرکت توسط اخبار منفی درگیر شد.

the island is plagued by mosquitoes during the summer.

این جزیره در تابستان توسط حشرات گوشت‌خوار درگیر می‌شود.

the artist was plagued by writer's block.

هنرمند توسط بلوک نویسی درگیر شد.

the community was plagued by rising crime rates.

جامعه توسط افزایش نرخ جرایم درگیر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید