preoccupy

[ایالات متحده]/priˈɒkjupaɪ/
[بریتانیا]/priˈɑːkjupaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تمام توجه یا علاقه (کسی) را به خود مشغول کردن؛ ذهن (کسی) را به خود جلب یا درگیر کردن زود.
Word Forms
قسمت سوم فعلpreoccupied
زمان گذشتهpreoccupied
شکل سوم شخص مفردpreoccupies
صفت یا فعل حال استمراریpreoccupying

جملات نمونه

The implementation of the 1996 act will continue to preoccupy Powell for the duration of his time as commissioner.

اجرای قانون 1996 همچنان ذهن پاول را در طول مدت تصدی او به عنوان کمیسر به خود مشغول خواهد کرد.

Her work often preoccupies her mind.

کار او اغلب ذهن او را مشغول می‌کند.

Don't let your worries preoccupy you.

نگرانی‌های خود را به خود مشغول نکنید.

His obsession with video games preoccupies him for hours.

علاقه او به بازی‌های ویدیویی او را ساعت‌ها به خود مشغول می‌کند.

The upcoming exam preoccupies the students.

امتحان آینده ذهن دانش‌آموزان را مشغول می‌کند.

She is preoccupied with thoughts of the future.

او با افکار مربوط به آینده به خود مشغول است.

The constant noise preoccupies me and makes it hard to concentrate.

همیشه سر و صدا ذهن من را مشغول می‌کند و باعث می‌شود تمرکز کردن برایم دشوار باشد.

His new project preoccupies most of his time.

پروژه جدید او بیشتر وقت او را به خود مشغول می‌کند.

The fear of failure preoccupies many people.

ترس از شکست ذهن بسیاری از افراد را مشغول می‌کند.

The political situation preoccupies the citizens of the country.

وضعیت سیاسی ذهن شهروندان کشور را مشغول می‌کند.

Her health issues preoccupy her family.

مشکلات سلامتی او ذهن خانواده‌اش را مشغول می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید