quenches thirst
تشکیف تشنگی
quenches fire
خاموش کردن آتش
quenches desire
ارضای میل
quenches curiosity
ارضای کنجکاوی
quenches hunger
ارضای گرسنگی
quenches flames
خاموش کردن شعلهها
quenches heat
خاموش کردن گرما
quenches passion
ارضای اشتیاق
quenches doubts
رفع تردیدها
quenches needs
برآورده کردن نیازها
the cold water quenches my thirst on a hot day.
آب سرد تشنگی من را در یک روز گرم رفع میکند.
she quenches her curiosity by reading books.
او با خواندن کتاب کنجکاوی خود را رفع میکند.
the rain quenches the dry earth.
باران عطش زمین خشک را رفع میکند.
he quenches his desire for adventure by traveling.
او با سفر کردن اشتیاق خود به ماجراجویی را رفع میکند.
this drink quenches the heat of summer.
این نوشیدنی گرمای تابستان را رفع میکند.
the fire was quenched with water.
آتش با آب خاموش شد.
she quenches her thirst with a refreshing smoothie.
او با یک اسموتی خنککننده تشنگی خود را رفع میکند.
the ice cream quenches my sweet tooth.
آبنبات تشنگی من به شیرینی را رفع میکند.
he quenches his worries by meditating.
او با مدیتیشن نگرانیهای خود را رفع میکند.
this book quenches my need for knowledge.
این کتاب نیاز من به دانش را رفع میکند.
quenches thirst
تشکیف تشنگی
quenches fire
خاموش کردن آتش
quenches desire
ارضای میل
quenches curiosity
ارضای کنجکاوی
quenches hunger
ارضای گرسنگی
quenches flames
خاموش کردن شعلهها
quenches heat
خاموش کردن گرما
quenches passion
ارضای اشتیاق
quenches doubts
رفع تردیدها
quenches needs
برآورده کردن نیازها
the cold water quenches my thirst on a hot day.
آب سرد تشنگی من را در یک روز گرم رفع میکند.
she quenches her curiosity by reading books.
او با خواندن کتاب کنجکاوی خود را رفع میکند.
the rain quenches the dry earth.
باران عطش زمین خشک را رفع میکند.
he quenches his desire for adventure by traveling.
او با سفر کردن اشتیاق خود به ماجراجویی را رفع میکند.
this drink quenches the heat of summer.
این نوشیدنی گرمای تابستان را رفع میکند.
the fire was quenched with water.
آتش با آب خاموش شد.
she quenches her thirst with a refreshing smoothie.
او با یک اسموتی خنککننده تشنگی خود را رفع میکند.
the ice cream quenches my sweet tooth.
آبنبات تشنگی من به شیرینی را رفع میکند.
he quenches his worries by meditating.
او با مدیتیشن نگرانیهای خود را رفع میکند.
this book quenches my need for knowledge.
این کتاب نیاز من به دانش را رفع میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید