reconciliator

[ایالات متحده]/ˌrekənˈsɪlieɪtə/
[بریتانیا]/ˌrekənˈsɪlieɪtər/

ترجمه

n. یک فرد که برای حل اختلاف میانجیگری می‌کند؛ ایجاد کننده صلح (peacemaker)

عبارات و ترکیب‌ها

the reconciliator

این مصالحه‌کننده

a reconciliator

یک مصالحه‌کننده

reconciliator role

نقش مصالحه‌کننده

trusted reconciliator

مصالحه‌کننده مورد اعتماد

local reconciliators

مصالحه‌کنندگان محلی

reconciliators meet

مصالحه‌کنندگان ملاقات می‌کنند

reconciliator needed

نیاز به مصالحه‌کننده

reconciliator appointed

مصالحه‌کننده منصوب

reconciliator training

آموزش مصالحه‌کننده

reconciliator present

حضور مصالحه‌کننده

جملات نمونه

the reconciliator played a key role in the talks, keeping both sides at the table.

بازیگر صلح نقش کلیدی در مذاکرات ایفا کرد و هر دو طرف را در جریان نگه داشت.

as a neutral reconciliator, she listened carefully before proposing a compromise.

همانطور که یک بازیگر صلح بی‌طرف بود، قبل از پیشنهاد سازش با دقت گوش داد.

the company hired a professional reconciliator to resolve the labor dispute quickly.

شرکت یک بازیگر صلح حرفه‌ای استخدام کرد تا به سرعت اختلاف کارگری را حل کند.

with the reconciliator’s guidance, the neighbors reached a settlement without going to court.

با راهنمایی بازیگر صلح، همسایگان بدون رفتن به دادگاه به توافقی رسیدند.

the reconciliator drafted a written agreement and ensured both parties signed it.

بازیگر صلح یک توافقنامه کتبی تنظیم کرد و اطمینان حاصل کرد که هر دو طرف آن را امضا کنند.

during the mediation session, the reconciliator kept the discussion focused on solutions.

در طول جلسه میانجی‌گری، بازیگر صلح بحث را متمرکز بر یافتن راه حل نگه داشت.

the reconciliator acted as an intermediary, carrying proposals back and forth.

بازیگر صلح به عنوان واسطه عمل کرد و پیشنهادات را به عقب و جلو برد.

after hours of negotiation, the reconciliator brokered a deal both teams could accept.

پس از ساعت‌ها مذاکره، بازیگر صلح قراردادی را که هر دو تیم می‌توانستند بپذیرند، میانجیگری کرد.

the reconciliator’s impartial stance helped rebuild trust between the partners.

موضع بی‌طرفانه بازیگر صلح به بازسازی اعتماد بین شرکا کمک کرد.

every reconciliator must maintain confidentiality to protect the parties involved.

هر بازیگر صلح باید محرمانه بودن را حفظ کند تا از طرف‌های درگیر محافظت کند.

the reconciliator opened the meeting with ground rules to prevent personal attacks.

بازیگر صلح با تعیین قوانین برای جلوگیری از حملات شخصی، جلسه را آغاز کرد.

when tempers flared, the reconciliator de-escalated the conflict with calm questions.

وقتی خشم‌ها بالا گرفت، بازیگر صلح با پرسیدن سؤالات آرام، درگیری را کاهش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید