reigniting

[ایالات متحده]/ˌriːɪˈnaɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːəˈnaɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره یا تازه روشن کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reigniting passion

باز روشن کردن اشتیاق

reigniting interest

باز روشن کردن علاقه

reigniting hope

باز روشن کردن امید

reigniting creativity

باز روشن کردن خلاقیت

reigniting enthusiasm

باز روشن کردن شور و اشتیاق

reigniting dreams

باز روشن کردن رویاها

reigniting love

باز روشن کردن عشق

reigniting motivation

باز روشن کردن انگیزه

reigniting connections

باز روشن کردن ارتباطات

reigniting friendships

باز روشن کردن دوستی‌ها

جملات نمونه

reigniting the passion in their relationship was essential.

احیای شور و اشتیاق در رابطه آنها ضروری بود.

the team focused on reigniting their competitive spirit.

تیم بر احیای روحیه رقابتی خود تمرکز کرد.

she believes in reigniting the joy of learning.

او معتقد است که احیای لذت یادگیری ضروری است.

reigniting interest in the project is a priority.

احیای علاقه به پروژه یک اولویت است.

he is working on reigniting his career after a long break.

او پس از یک وقفه طولانی در حال تلاش برای احیای شغلی خود است.

reigniting the community spirit is vital for progress.

احیای روحیه جامعه برای پیشرفت حیاتی است.

they are reigniting their friendship after years apart.

آنها پس از سال‌ها جدایی دوستی خود را دوباره زنده می‌کنند.

reigniting creativity can lead to innovative solutions.

احیای خلاقیت می‌تواند منجر به راه حل‌های نوآورانه شود.

he is focused on reigniting his passion for music.

او بر احیای اشتیاق خود به موسیقی تمرکز دارد.

reigniting hope in the community is essential for recovery.

احیای امید در جامعه برای بهبودی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید