reigniting passion
باز روشن کردن اشتیاق
reigniting interest
باز روشن کردن علاقه
reigniting hope
باز روشن کردن امید
reigniting creativity
باز روشن کردن خلاقیت
reigniting enthusiasm
باز روشن کردن شور و اشتیاق
reigniting dreams
باز روشن کردن رویاها
reigniting love
باز روشن کردن عشق
reigniting motivation
باز روشن کردن انگیزه
reigniting connections
باز روشن کردن ارتباطات
reigniting friendships
باز روشن کردن دوستیها
reigniting the passion in their relationship was essential.
احیای شور و اشتیاق در رابطه آنها ضروری بود.
the team focused on reigniting their competitive spirit.
تیم بر احیای روحیه رقابتی خود تمرکز کرد.
she believes in reigniting the joy of learning.
او معتقد است که احیای لذت یادگیری ضروری است.
reigniting interest in the project is a priority.
احیای علاقه به پروژه یک اولویت است.
he is working on reigniting his career after a long break.
او پس از یک وقفه طولانی در حال تلاش برای احیای شغلی خود است.
reigniting the community spirit is vital for progress.
احیای روحیه جامعه برای پیشرفت حیاتی است.
they are reigniting their friendship after years apart.
آنها پس از سالها جدایی دوستی خود را دوباره زنده میکنند.
reigniting creativity can lead to innovative solutions.
احیای خلاقیت میتواند منجر به راه حلهای نوآورانه شود.
he is focused on reigniting his passion for music.
او بر احیای اشتیاق خود به موسیقی تمرکز دارد.
reigniting hope in the community is essential for recovery.
احیای امید در جامعه برای بهبودی ضروری است.
reigniting passion
باز روشن کردن اشتیاق
reigniting interest
باز روشن کردن علاقه
reigniting hope
باز روشن کردن امید
reigniting creativity
باز روشن کردن خلاقیت
reigniting enthusiasm
باز روشن کردن شور و اشتیاق
reigniting dreams
باز روشن کردن رویاها
reigniting love
باز روشن کردن عشق
reigniting motivation
باز روشن کردن انگیزه
reigniting connections
باز روشن کردن ارتباطات
reigniting friendships
باز روشن کردن دوستیها
reigniting the passion in their relationship was essential.
احیای شور و اشتیاق در رابطه آنها ضروری بود.
the team focused on reigniting their competitive spirit.
تیم بر احیای روحیه رقابتی خود تمرکز کرد.
she believes in reigniting the joy of learning.
او معتقد است که احیای لذت یادگیری ضروری است.
reigniting interest in the project is a priority.
احیای علاقه به پروژه یک اولویت است.
he is working on reigniting his career after a long break.
او پس از یک وقفه طولانی در حال تلاش برای احیای شغلی خود است.
reigniting the community spirit is vital for progress.
احیای روحیه جامعه برای پیشرفت حیاتی است.
they are reigniting their friendship after years apart.
آنها پس از سالها جدایی دوستی خود را دوباره زنده میکنند.
reigniting creativity can lead to innovative solutions.
احیای خلاقیت میتواند منجر به راه حلهای نوآورانه شود.
he is focused on reigniting his passion for music.
او بر احیای اشتیاق خود به موسیقی تمرکز دارد.
reigniting hope in the community is essential for recovery.
احیای امید در جامعه برای بهبودی ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید