sparking

[ایالات متحده]/ˈspɑːkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspɑrkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتشار جرقه‌ها
v. جرقه‌ها را منتشر کردن؛ مشتعل کردن؛ باعث علاقه زیاد شدن؛ منجر شدن به (شکل فعلی از spark)

عبارات و ترکیب‌ها

sparking interest

ایجاد علاقه

sparking creativity

ایجاد خلاقیت

sparking debate

ایجاد بحث

sparking joy

ایجاد شادی

sparking innovation

ایجاد نوآوری

sparking change

ایجاد تغییر

sparking conversation

ایجاد گفتگو

sparking enthusiasm

ایجاد اشتیاق

sparking excitement

ایجاد هیجان

sparking action

ایجاد اقدام

جملات نمونه

her speech was sparking interest among the audience.

سخنرانی او علاقه مندی را در میان مخاطبان برانگیخت.

the new project is sparking excitement in the team.

پروژه جدید شور و اشتیاق را در تیم ایجاد کرده است.

his innovative ideas are sparking creativity in the workplace.

ایده های نوآورانه او خلاقیت را در محیط کار برانگیخته است.

the movie is sparking conversations about important social issues.

فیلم باعث ایجاد گفتگو در مورد مسائل اجتماعی مهم شده است.

she has a way of sparking joy in everyone she meets.

او راهی دارد که شادی را در هر کسی که ملاقات می کند، برانگیزد.

the festival is sparking a sense of community among residents.

جشنواره حس اجتماع را در بین ساکنان برانگیخته است.

his passion for music is sparking inspiration in young artists.

اشتیاق او به موسیقی الهام بخش هنرمندان جوان است.

the debate is sparking new ideas in the field of science.

بحث ایده های جدیدی را در زمینه علم ایجاد کرده است.

the new app is sparking interest in technology among students.

برنامه جدید علاقه به فناوری را در بین دانش آموزان برانگیخته است.

her unique perspective is sparking discussions in the art community.

دیدگاه منحصر به فرد او بحث هایی را در جامعه هنر برانگیخته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید