revel

[ایالات متحده]/'rev(ə)l/
[بریتانیا]/'rɛvl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به جشن wild و پر سر و صدا مشغول شدن; از چیزی لذت یا رضایت شدید بردن
n. جشن wild; مهمانی پر سر و صدا; رویداد fest که پر از شادی و شادمانی است
Word Forms
زمان گذشتهrevelled
شکل سوم شخص مفردrevels
صفت یا فعل حال استمراریrevelling
جمعrevels
قسمت سوم فعلrevelled

عبارات و ترکیب‌ها

revel in

لذت بردن

revelry

جشن

revelation

ظهور

جملات نمونه

She seems to revel in annoying her parents.

به نظر می‌رسد او از آزار دادن والدینش لذت می‌برد.

Christmas revels with feasting and dancing were common in England.

جشن‌های کریسمس با غذا خوردن و رقصیدن در انگلستان رایج بود.

She reveled in her unaccustomed leisure.

او از بیکاری غیرمعمول خود لذت برد.

Between revels, the witch would pull out her incense table, go into a trance and incant: "The Central Army comes, the Red Army goes.This is Fate.Fate decides.No one can change it.

بین جشن ها، جادوگر میز بخور خود را بیرون می کشید، به حالت نشئه می رفت و با ورد می خواند: «ارتش مرکزی می آید، ارتش سرخ می رود.این سرنوشت است.سرنوشت تصمیم می گیرد.هیچ کس نمی تواند آن را تغییر دهد.

to revel in the beauty of nature

لذت بردن از زیبایی طبیعت

to revel in success

لذت بردن از موفقیت

to revel in the joy of victory

لذت بردن از شادی پیروزی

to revel in the excitement of a new adventure

لذت بردن از هیجان یک ماجراجویی جدید

to revel in the magic of music

لذت بردن از جادوی موسیقی

to revel in the festive atmosphere

لذت بردن از فضای جشن

to revel in the company of good friends

لذت بردن از همراهی دوستان خوب

to revel in the flavors of a delicious meal

لذت بردن از طعم یک غذای خوشمزه

to revel in the thrill of a roller coaster ride

لذت بردن از هیجان سواری سرسره

to revel in the warmth of a cozy fireplace

لذت بردن از گرمای یک شومینه دنج

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید