scrimpiness evident
پریشانی آشکار
her scrimpiness with groceries meant she bought store brands and planned meals carefully.
بخل او در خرید اقلام غذایی به این معنی بود که از برندهای فروشگاهی خریداری میکرد و به دقت برنامهریزی غذاهای خود را میکرد.
his scrimpiness on clothing kept his wardrobe small but surprisingly durable.
بخل او در خرید لباسها باعث میشد که گیمرش کوچک باشد اما به طور غیرمنتظرهای مقاوم باشد.
they complained about her scrimpiness at restaurants when she insisted on splitting every bill exactly.
آنها از بخل او در رستورانها شکایت میکردند وقتی او به طور قطع میخواست هر فاکتور را به طور دقیق تقسیم کند.
my grandfather’s scrimpiness with electricity had us turning off lights the moment we left a room.
بخل دادگاه من در مورد برق باعث میشد که ما لحظهای که از یک اتاق خارج میشدیم، روشنایی را خاموش کنیم.
her scrimpiness on travel made her choose overnight buses and pack her own snacks.
بخل او در سفر باعث میشد که از اتوبوسهای شبی استفاده کند و خودش غذاهای خود را بستهبندی کند.
his scrimpiness with gifts was obvious when he reused old wrapping paper year after year.
بخل او در مورد هدیهها واضح بود وقتی او کاغذ بستهبندی قدیمی را سالها متوالی دوباره استفاده میکرد.
their scrimpiness on entertainment meant movie nights at home instead of pricey concerts.
بخل آنها در مورد تفریح به این معنی بود که شبهای فیلم در خانه را انتخاب میکردند به جای کنسرتهای گرانقیمت.
her scrimpiness with heating kept the thermostat low, even during the coldest week of winter.
بخل او در مورد گرمایش باعث میشد که دماسنج را پایین بگذارد، حتی در یک هفته سردترین زمستان.
his scrimpiness on tips embarrassed us, so we quietly added a little extra.
بخل او در مورد نقد نشانهها ما را خجالتی میکرد، بنابراین ما به طور خفیف یک کم اضافه کردیم.
her scrimpiness with office supplies made her refill pens and reuse folders until they fell apart.
بخل او در مورد تجهیزات دفتری باعث میشد که ماژیکها را دوباره پر کند و پوشهها را تا زمانی که شکستند دوباره استفاده کند.
their scrimpiness on home repairs led them to patch things temporarily instead of hiring a professional.
بخل آنها در مورد تعمیرات خانه باعث میشد که آنها چیزهایی را به طور موقت تعمیر کنند به جای استخدام یک متخصص.
his scrimpiness with water showed in short showers and a rain barrel for the garden.
بخل او در مورد آب در دوشهای کوتاه و یک بشکه باران برای باغچه نمایان بود.
scrimpiness evident
پریشانی آشکار
her scrimpiness with groceries meant she bought store brands and planned meals carefully.
بخل او در خرید اقلام غذایی به این معنی بود که از برندهای فروشگاهی خریداری میکرد و به دقت برنامهریزی غذاهای خود را میکرد.
his scrimpiness on clothing kept his wardrobe small but surprisingly durable.
بخل او در خرید لباسها باعث میشد که گیمرش کوچک باشد اما به طور غیرمنتظرهای مقاوم باشد.
they complained about her scrimpiness at restaurants when she insisted on splitting every bill exactly.
آنها از بخل او در رستورانها شکایت میکردند وقتی او به طور قطع میخواست هر فاکتور را به طور دقیق تقسیم کند.
my grandfather’s scrimpiness with electricity had us turning off lights the moment we left a room.
بخل دادگاه من در مورد برق باعث میشد که ما لحظهای که از یک اتاق خارج میشدیم، روشنایی را خاموش کنیم.
her scrimpiness on travel made her choose overnight buses and pack her own snacks.
بخل او در سفر باعث میشد که از اتوبوسهای شبی استفاده کند و خودش غذاهای خود را بستهبندی کند.
his scrimpiness with gifts was obvious when he reused old wrapping paper year after year.
بخل او در مورد هدیهها واضح بود وقتی او کاغذ بستهبندی قدیمی را سالها متوالی دوباره استفاده میکرد.
their scrimpiness on entertainment meant movie nights at home instead of pricey concerts.
بخل آنها در مورد تفریح به این معنی بود که شبهای فیلم در خانه را انتخاب میکردند به جای کنسرتهای گرانقیمت.
her scrimpiness with heating kept the thermostat low, even during the coldest week of winter.
بخل او در مورد گرمایش باعث میشد که دماسنج را پایین بگذارد، حتی در یک هفته سردترین زمستان.
his scrimpiness on tips embarrassed us, so we quietly added a little extra.
بخل او در مورد نقد نشانهها ما را خجالتی میکرد، بنابراین ما به طور خفیف یک کم اضافه کردیم.
her scrimpiness with office supplies made her refill pens and reuse folders until they fell apart.
بخل او در مورد تجهیزات دفتری باعث میشد که ماژیکها را دوباره پر کند و پوشهها را تا زمانی که شکستند دوباره استفاده کند.
their scrimpiness on home repairs led them to patch things temporarily instead of hiring a professional.
بخل آنها در مورد تعمیرات خانه باعث میشد که آنها چیزهایی را به طور موقت تعمیر کنند به جای استخدام یک متخصص.
his scrimpiness with water showed in short showers and a rain barrel for the garden.
بخل او در مورد آب در دوشهای کوتاه و یک بشکه باران برای باغچه نمایان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید