seditionist

[ایالات متحده]/[ˈsɛdɪʃənɪst]/
[بریتانیا]/[ˈsɛdɪʃənɪst]/

ترجمه

n. فردی که سعی می‌کند حکومت یا مقام دیگری را دست‌اندازی کند؛ فردی که تمرد را ترویج یا تشویق می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

labeled a seditionist

به یک تبانی اسلامی برچسب خورده

potential seditionist

تانی اسلامی پتانسیل

accused seditionist

تانی اسلامی متهم شده

former seditionist

تانی اسلامی سابق

dubbed seditionist

تانی اسلامی نامیده شده

a seditionist's speech

خطبه یک تبانی اسلامی

becoming a seditionist

شدن یک تبانی اسلامی

suspected seditionist

تانی اسلامی مشکوک

identified as seditionist

به عنوان یک تبانی اسلامی شناسایی شده

failed seditionist

تانی اسلامی ناکام

جملات نمونه

the government accused him of being a seditionist, spreading dangerous propaganda.

دولت او را به خاطر بودن یک فسادگر و پخش اطلاعات خطرناک متهم کرد.

authorities arrested the suspected seditionist after finding incriminating documents.

مقامات پس از یافتن اسناد اتهام‌آمیز، فسادگر مظنون را دستگیر کردند.

the trial revealed the seditionist's long history of anti-government activities.

دادگاه تاریخچه طولانی فعالیت‌های ضد حکومتی فسادگر را آشکار کرد.

he was labeled a seditionist by the ruling party for challenging their policies.

او را به دلیل چالش‌گذاری در برابر سیاست‌هایشان توسط حزب حاکم فسادگر نام‌گذاری کردند.

the seditionist's writings incited violence and unrest among the population.

نوشته‌های فسادگر باعث ایجاد خشونت و ناپایداری در جامعه شد.

despite the accusations, the alleged seditionist maintained his innocence.

با وجود اتهامات، فسادگر مظنون بی‌گناهی خود را حفظ کرد.

the seditionist faced lengthy prison sentences for his subversive actions.

فسادگر به دلیل اقدامات زیان‌بار خود با حکم‌های زیادی زندانی شد.

the court determined that the defendant was indeed a dangerous seditionist.

دادگاه مشخص کرد که مدعی واقعاً یک فسادگر خطرناک است.

the government cracked down on suspected seditionists to maintain order.

دولت با فسادگران مظنون به دلیل حفظ نظم کاری را شدیدتر کرد.

the seditionist's network extended throughout the country, influencing many.

شبکه فسادگر در سراسر کشور گسترش یافت و بسیاری را تحت تأثیر قرار داد.

he was exiled from the country after being identified as a prominent seditionist.

او پس از شناسایی به عنوان یک فسادگر برجسته از کشور گریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید