shabbily

[ایالات متحده]/'ʃæbili/
[بریتانیا]/ˈʃæbɪlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که نامرتب، بی‌اهمیت یا تحقیرآمیز باشد

عبارات و ترکیب‌ها

look shabbily

ظاهری نامرتب داشتن

dressed shabbily

لباس نامرتب پوشیدن

live shabbily

زندگی نامرتب داشتن

جملات نمونه

She was shabbily dressed.

او به‌طور نامرتب و بی‌ارایه لباس پوشیده بود.

I think you were very shabbily treated.

به نظر من شما خیلی بد رفتار شدید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید