slayed

[ایالات متحده]/sleɪd/
[بریتانیا]/sleɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کشته شد؛ به قتل رسید؛ حیوانات را کشت؛ گوشت گوشتی کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

slayed it

پرداخته‌ای

absolutely slayed

کاملاً پرداخته‌ای

totally slayed

کاملاً پرداخته‌ای

you slayed

تو پرداختی

slayed the dragon

دراغون را پرداختی

she slayed

او پرداخت

he slayed

او پرداخت

they slayed

آن‌ها پرداختند

جملات نمونه

the hero slayed the dragon and saved the kingdom.

герой دراکون را کشته و پادشاهی را نجات داد.

she slayed the competition and won first place.

او در رقابت غلبه کرد و جایگاه اول را کسب کرد.

the band absolutely slayed at last night's concert.

گروه موسیقی در کنسرت شب گذشته به طور کامل موفق بود.

he slayed the interview and got the job.

او در مصاحبه موفق بود و شغل را کسب کرد.

the vampire was slayed by the brave warrior.

وامپیر توسط جنگجوی شجاع کشته شد.

they slayed all their enemies in the battle.

آنها در جنگ تمام دشمنان خود را کشته‌اند.

your outfit slays! you look amazing.

پوشاک شما فوق العاده است! شما به خوبی به نظر می‌رسید.

the comedian slayed the audience with her jokes.

کمدیان با جوک‌هایش مخاطبان را شکست داد.

we need to slay these monsters before they attack the village.

ما باید این موجودات را قبل از حمله به روستا کشته‌ایم.

she completely slayed that presentation.

او ارائه‌ای را به طور کامل موفق بود.

the knight slayed the evil sorcerer.

نیشاندار ساحر شیطانی را کشته‌است.

the hunters slayed the beast in the forest.

کاچ‌ها حیوان را در جنگل کشته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید