splotched

[ایالات متحده]/splɒtʃt/
[بریتانیا]/splɑtʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقاشی از splotch

عبارات و ترکیب‌ها

splotched paint

رنگ پستی

splotched surface

سطح لکه‌دار

splotched fabric

پارچه لکه‌دار

splotched wall

دیوار لکه‌دار

splotched skin

پوست لکه‌دار

splotched design

طرح لکه‌دار

splotched artwork

هنر لکه‌دار

splotched pattern

الگوی لکه‌دار

splotched glass

شیشه لکه‌دار

جملات نمونه

the artist used splotched colors to create a vibrant painting.

هنرمند از رنگ‌های لکه‌دار برای ایجاد یک نقاشی پر جنب و جوش استفاده کرد.

her dress was splotched with bright paint after the art class.

بعد از کلاس هنر، لباس او با رنگ‌های روشن لکه‌دار شده بود.

the dog had a splotched coat that made it look unique.

سگ دارای پوششی لکه‌دار بود که باعث می‌شد ظاهری منحصر به فرد داشته باشد.

he noticed the splotched pattern on the wall was quite interesting.

او متوجه شد که الگوی لکه‌دار روی دیوار بسیار جالب است.

the sky was splotched with pink and orange during sunset.

در هنگام غروب خورشید، آسمان با رنگ‌های صورتی و نارنجی لکه‌دار شده بود.

she splotched the canvas with paint to express her emotions.

او برای بیان احساسات خود، بوم را با رنگ لکه‌دار کرد.

the splotched leaves indicated that the plant was unhealthy.

برگ‌های لکه‌دار نشان می‌دادند که گیاه بیمار است.

after the rain, the ground was splotched with mud.

بعد از باران، زمین با گل لکه‌دار شده بود.

he found a splotched stone that looked like a piece of art.

او یک سنگ لکه‌دار پیدا کرد که مانند یک اثر هنری به نظر می‌رسید.

the fabric was splotched with different shades of blue.

پارچه با سایه‌های مختلف آبی لکه‌دار شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید